تبليغاتX
برابری

برابری

از اون وقتي كه "هزارن خورشيد فروزان" خالد حسيني رو خوندم يه چيزي توي گلوم مثل هميشه گير كرده ،روزي نيست كه به يادش نيفتم و در موردش با خودم حرف نزنم .... روزگار سياهي كه توش از زنان افغان تصوير كرده اعصاب آدمو لجن مال مي كنه ... زنايي كه با خشونت حيواني شوهرانشون زندگي مي كنند و تمام زندگي شون توي خونه شون محصوره ... دنيا رو از روزنه هاي تنگ برقعشون مي بينند و ديگر هيچ حق ديگري ندارن براي ديدن ،شنيدن ،خنديدن ،شاد زندگي كردن ... و اصلا" آدم بودن ... زنايي كه فقط حق دارند پسر بزايند و اگر دختر به دنيا آوردند تنبيه مي شوند ...گرچه معتقدم كه نويسنده زيادي سياه نوشته و خواسته مخاطب بيشتر با عواطفش كتابو بخونه نه با عقلش ... ولي در هر حال متن كتاب بر خاسته از واقعيت سياه و خشن جامعه ي افغانستانه ... كشوري كه 30 سال درگير بدترين جنگها و خشونتها بوده و از كمونسيتهاي روس تا طالبان افراطي و البته وحشي هر چي دلشون خواسته بر سر اين مردم اوردند و نمود اين خشونت كه با خون و پوستشون عجين شده در يرخورد بازنان اين سرزمين نمود پيدا مي كنه .... گرچه باز هم معتقدم كه تصويرسازي توي "بادبادك باز " بهتر بود ولي نثر بي نقص "حسيني " نشون مي ده كه خيلي خوب دنياي زنانه ي زنان محروم و خشونت زده ي افغانستا ن رو شناخته ... به اميد روزي كه هيچ مردي با چشمهاي ريز به دنياي اطرافش نگاه نكند.. گرچه مي دونم كه آن روز نخواهد آمد...

پ.ن: راستي چرا هر وقت توي جمع دوستا مي گم كه آرزو دارم اولين كشور خارجي اي كه مي رم افغانستان باشه مسخره ام مي كنند؟ 

منبع : حوا زیر درخت سیب

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:36  توسط   | 

بنا به گزارش ها جلوه جواهری از فعالان جنبش زنان روز شنبه ۱۰ آذر  بازداشت شده است.

سلام دموکرات:بنا به گزارشات رسیده به سلام دموکرات جلوه جواهری امروز شنبه 10 آذر ماه بازداشت شد. جلوه جواهری فعال جنبش زنان امروز صبح به دادگاه انقلاب احضار شد. بنا به همین گزارش رسیده به سلام دموکرات وی که یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز می باشد بعد از بازجویی چند ساعته به بازداشت گاه اوین منتقل گردیده است. اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد.

کانون زنان ایرانی: جلوه جواهري از فعالان جنبش زنان امروز صبح بر اساس احضاريه دادياري شعبه امنيت به دادگاه رفت و در نهايت راهي اوين شد .

كاوه مظفري همسر جلوه جواهري مي گويد:« ساعت 9 صبح امروز جلوه بر اساس احضاريه به دادگاه رفت و ما تاساعت 4 در پايين منتظر بوديم اما پيگيري هاي ما نتيجه نداد و احتمال مي‌دهيم كه او را به بند عمومي اوين منتقل كرده باشند. »

بازداشت جلوه جواهري در حالي صورت مي‌گيرد كه او بايد 27 آذر ماه بر اساس احضاريه‌اي ديگر خود را به دادگاه معرفي كند. احضاريه جلوه بر اساس شركت او در تجمع اعتراض آميز 13 اسفند مقابل دادگاه انقلاب بود كه در نهايت به بازداشت او و 32 زن ديگر حاضر درآن جمع منجر شد.

هفته گذشته مريم حسين‌خواه از ديگر فعالان جنبش زنان نيز بازداشت شد و هم اكنون در بند عمومي زندان زنان اوين به سر مي‌برد. مظفري درباره ساعت دقيق بازداشت جلوه و انتقال او به زندان اظهار بي اطلاعي مي‌كند و مي‌گويد:« به سوال‌هاي ما پاسخ ندادند. شايد همان صبح او را به زندان منتقل كرده باشند و شايد همين حالا كه داريم صحبت مي‌كنيم.»

او همچنين مي‌افزايد:« تا كنون درباره ميزان وثيقه و تعيين جرم هيچ اطلاعي به ما نداده اند. » پروين اردلان نيز از ديگر فعالان جنبش زنان در ايران دستگيري مريم را در ادامه دستگيري مريم حسين‌خواه و فعاليت‌هاي رسانه‌هاي اعضاي كمپين مي‌داند و مي‌گويد:« در متن احضاريه‌اي كه براي جلوه آمده بود هيچ توضيحي درباره اتهام هاي احتمالي نبود و احضاريه سربسته ارايه شده بود.بنابراين هنوز نمي‌دانيم كه واقعا اتهامي كه براي جلوه در نظر گرفته‌اند چيست.»

جلوه جواهري از اعضاي كمپين يك ميليون امضا است كه در سايت تغيير براي برابري نيز فعاليت مي‌كند. سايت تغيير براي برابري سايت اطلاع رساني كمپين يك ميليون امضا است.

جلوه جواهري سال هاست كه در انجمن‌هاي زنان فعاليت مي‌كند.اما از آغاز به كار كمپين يك ميليون امضا به اين جمع پيوست و در برگزاري كارگاه هاي آموزشي با ديگر اعضاي كمپين همكاري كرد.

او مقاله‌هاي خود را از منظر جامعه شناسي در سايت‌هاي زنان مي‌نويسد و دانشجوي كارشناسي ارشد رشته جامعه شناسي دانشگاه الزهرا(س) است.


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 22:50  توسط   | 

قتل های ناموسی، زمینه ها و چند نکته دیگر:

احمدسیف

قتل ناموسی یک زن وگاه مرد« همدست» او، بازتاب یک فرهنگ مردسالارو قبیله ای است که در آن شاهد یک برخورد دو گانه و متناقض به زن هستیم.

- از سوئی، زن به صورت « موجودی ظریف و شکننده» تصویرمی شود که باید مورد حمایت قرار بگیرد.

- از سوی دیگر، این نگرش نیز در این قتل های ناموسی نهفته است که همین موجود « ظریف و شکننده» در عین حال، آن قدر برای « رفاه جامعه» خطرناک است که جامعه باید از تاثیرات سوء آن مورد حمایت قرار بگیرد.

وجه مردسالار این فرهنگ، براین دلالت دارد که نه فقط زن « نیاز به حمایت» دارد بلکه تنها، مرد، به صورت پدر و یا شوهرو یا حتی برادر و عمو می تواند به این حمایت عینیت ببخشد. عینیت بخشیدن به این « حمایت»، پیش گزاره دیگری هم دارد و آن این که، مرد باید بر زن کنترل تام وتمام اعمال نماید. این کنترل تام و تمام نه فقط شامل رفتارهای روزمره می شود، بلکه به مسایل چون ازدواج های اجباری نیز می رسد. ناگفته روشن است وقتی دختری نمی پذیرد که با کسی که نمی شناسد، فقط به خاطر موافقت پدر یا برادر و یا عمو، ازدواج نماید، کل فابریک یک جامعه پدرسالار به « مخاطره» می افتد. به عبارت دیگر، به نظر من، قتل های ناموسی، به واقع ترجمان کوشش یک جامعه و فرهنگ پدرسالار و قبیله ای در دفاع از خویش است. همین جا بگویم که برخلاف، موارد دیگری که می توان « دفاع از خویش» را توجیه کرد، در این جا، چنین توجیهی وجود ندارد. برخلاف باور بعضی از مردان، تداوم جامعه وفرهنگ مردسالار و قبیله ای، نه فقط به آشکارا با منافع زنان در تناقض قرار دارد، بلکه به نفع مردان هم نیست. جامعه ای که با نصف جمعیت خویش این گونه رفتار کند، جامعه ای انسانی و مدرن نیست و این انسانی و مدرن نبودن، نه فقط برای زنان بد است، بلکه به نفع مردان هم نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:30  توسط   | 

خواهران ميرابل و روزي براي مبارزه با خشونت عليه زنان

در زمانه پروانه‌ها

25 نوامبر سال‌هاست در تقويم‌ها روز مبارزه با خشونت عليه زنان نام‌گذاري شده است.

تقريبا از سال 1981 در بسياري از كشورهاي جهان 25 نوامبر با ويژه‌برنامه‌هاي خاصي همراه است اما در اين ميان كم‌تر پيش مي‌آيد كه برگزاركنندگان و شركت‌كنندگان در اين مراسم علت انتخاب اين روز خاص را بدانند و اشاره‌اي به خواهران ميرابل كنند.

سه خواهر جوان دومينيكني در روزگاري كه سرزمين‌هاي آمريكاي لاتين بهشت برين ديكتاتورها بود‌، به دست ماموران تروخيو به قتل رسيدند‌‌. مرگ اين سه خواهر كه تاب پليدي ديكتاتور را نياوردند حالا آنقدر در كشورهاي آمريكاي لاتين سر زبان‌ها افتاده است كه گاهي وقت‌ها شبيه افسانه‌هاي اينكاها و اسطوره‌هاي اين سرزمين پر راز و رمز مي‌شود. روز مرگ سه خواهر زيباروي دومينيكني چند سال بعد در گردهمايي فعالان زن آمريكاي لاتين و جزاير كارائيب به عنوان روز مبارزه با خشونت عليه زنان نام‌گذاري شد.

اما خوليو الوارز، نويسندهء صاحب‌انديشهء دومينيكني در رمان «در زمانهء پروانه‌ها» بار ديگر غبار زمان را از داستان اين سه خواهر زدوده است و آن‌ها را زنده كرده است.

خوليو الوارز كه همچون بسياري از روشنفكران دومينيكني زخم خورده بز نر ديكتاتور بزرگ دومينيكن است‌، با داستان اين سه خواهر مبارز بزرگ شده است و دست آخر تصميم مي‌گيرد كه اين خانواده را دستمايهء دومين رمانش بكند.

در ميان ديكتاتورهاي آمريكاي لاتين تروخيو بيش از همه به خاطر سه دهه حكومت سياهش دستمايه آثار رمان‌نويسان شده است و در اغلب اين داستان‌ها زنان و دختراني كه هر كدام به نحوي از ماموران تروخيو آسيب ديده‌اند قهرمان اصلي اين داستان‌ها شده‌اند. در اين ميان اورانيا، قهرمان رمان مشهور سور بز نوشته ماريو بارگاس يوسا كه روايتي از روزهاي سياهي كه بر دومينيكن گذشته را بيان مي‌كند از درخشان‌ترين‌هاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:29  توسط   | 

سوسیال فمینیسم چیست ؟

BARABARA EHRENREICH

ترجمه: اقبال مهاجرانی

بطور كلي سوسيال فمينيسم مدت زماني طولاني پيرامون ما وجود داشته است. شما به عنوان زنی در جامعه‌ي سرمايه‌داری از مواردي چون: شغل، حقوق، شوهر، مدرسه كودكان، كار در خانه زيبا بودن يا نبودن، در معرض ديد بودن يا نبودن و خيلي موارد اين چنين ديگر رنجيده‌اند. اگر شما به چگونگي و ارتباط اينها با يكديگر فكر كنيد و سپس به اطراف خود بنگريد تا كلمه‌اي بيابيد كه همه‌ي اين مفاهيم را با هم در شكل مختصري جمع كند، تقريباً همگي مفهوم سوسيال فمينيسم را مطرح مي كنيد.

بسياري از ما از اين راه به سوسيال فمينيسم دست يافته‌ايم.ما به دنبال كلمه، عبارت يا اصطلاحي مي‌گشتيم كه همه‌‌ي امور و اصول كاري خود را نه در راهي كه سوسياليست يا فمينيست به نظر برسد بيان كنيم.

بايد بپذيريم كه بسياري از سوسيال فمينيست‌هايي كه مي‌شناسم ازعبارت سوسيال فمينيسم راضي نيستند. از يك سو واژه ای است بسيار طولاني و از سوي ديگر چيستي در بيان بسيار كوتاه فمينيسم سوسياليست جهان‌گرا، ضد نژاد پرستي و ضد جنس گرايي حقيقي است.

مسئله‌ي اصلي در انتخاب طبقه‌بندي جديد براي هرموضوعی در واقع ايجاد يك نوع فرقه گرايي از آن است. فمينيسم سوسياليستي به يك چالش و يك حرفه و يك عملكرد دروني تبديل مي گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:13  توسط   | 

زن ایرانی؛ و نظریه های فمنیستی

گفت و گو با مریم خراسانی

از دو دهه پیش تاکنون جنبش زنان تغییر کرده است. در دوره اي یک گفتمان مورد پذیرش و عمل بود و در دورانی ديگر گفتمان دیگر، ولی هیچ گاه نبوده است که هیچ تئوری برای حرکت وجود نداشته باشد.

"به نظر من مکانیزم انتقال آگاهي، اين شبکه ای خودجوش و شاید بشود گفت پررمز و راز است. وقتی وارد یک روستا می شویم، بدون این که اصلاً بین زنان آن روستا با مرکز استان یا تهران رابطه ای باشد. می بینیم درک آن زن روستایی از حقوق و موقعیت خودش و موقعیت روستا چنان تغییر کرده است که حیرت زده می شویم و با خود فکر می کنیم که این انتقال آگاهی چگونه با این درستی انجام گرفته است؟"

خانم خراسانی! به عنوان اولین پرسش می خواهيم بدانيم که شما رابطه تئوری و عمل را در جنبش زنان ایران چگونه می بینید؟ این سوال از آن جا به ذهن می رسد که گاهی از خانم های فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی می شنویم که می گویند برای ما صرف فعالیت مهم است؛ مثلاً کار آفرینی یا توان مند سازی خودمان و زنان دیگر و توجهی هم به تئوری های فمنیستی نداریم و گفته هایی از این دست. شما رابطه نظریه و عمل را در میان فعالان زنان ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟

از دو دهه پیش تاکنون جنبش زنان تغییر کرده است. در دوره اي یک گفتمان مورد پذیرش و عمل بود و در دورانی ديگر گفتمان دیگر، ولی هیچ گاه نبوده است که هیچ تئوری برای حرکت وجود نداشته باشد. مثلاً در فعالیت های نیمه اول دهه هفتاد، گفتمان فمنیسم حقوق برابر خواه، مورد نظر بود. خانم ها؛ مهرانگیزکار، شیرین عبادی، گیتی پورفاضل و سایر خانم های حقوقدان این گفتمان را گسترش دادند و کتاب ها و مقاله هایی نيز نوشته شد. به عنوان مثال اگر به مجله "زنان" در آن دوران نگاه کنید، پر از مباحث حقوقی است که خانم های حقوقدان به آن پرداخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:2  توسط   | 

نگاهي به "شبان نيكو"

شهرنوش پارسي پور

نگاهي به "شبان نيكو" مجموعه داستان، نوشته مهستي شاهرخي، انتشارات باران، استكهلم، 2003

مهستي شاهرخي در نخستين اثر خود، شالي به درازاي جاده ابريشم، بسيار زيبا مينويسد. حتي ميتوان گفت كه شگفت انگيز مينويسد، و خواننده را به همراه خود به دنيايي وهمي ميبرد. زن جوان مهاجري كه در كنار مهاجري از كشوري ديگر زندگي ميكند ميخواهد ريشه كند. ريشه كردن براي زن به معناي باردار شدن است. او باردار ميشود، اما زمانه اي است كه نميتوان ريشه كرد.

زن بچه را بايد از ميان بردارد. داستان در اين تراژدي، در ميداني از تك گويي ميان مادر و جنين سير ميكند. خواندن اين كتاب را به همه ايرانيان علاقمند به ادبيات توصيه ميكنم.

"شبان نيكو" اما از جنم ديگري ست و كسي كه شالي به درازاي جاده ابريشم را خوانده باشد،‌ اندكي سرخورده ميشود. شخصيت هايي كه در اين كتاب سر و كله شان پيدا ميشود زناني هستند كه يكي پس از ديگري از مردي كه در برابر آنها قرار گرفته سر ميخورند (البته به استثناي داستان آخر: شبان نيكو). مردان اين داستانها وقيح، چشم دريده، مال مردم خور و بي حيا هستند. براي من عجيب بود ‌كه اين همه مرد بي حيا همه با هم تصميم گرفته باشند در يك مجموعه داستان جمع شوند. در خواندن داستانهاي اين مجموعه ابدا دچار اين پندار نميشويم كه با زني فمينيست روبرو هستيم. فقط اين هست كه مردان اين مجموعه از نوع حقيري هستند، و من در اين سالهاي غربت بي اندازه نياز دارم درباره مرداني بخوانم كه بلند نظر و بلندپرواز هستند، چرا كه صدها تن آنها را ديده ام كه به دليل دفاع ساده اي از انديشه هاي سياسي خود به جوخه اعدام سپرده شده اند، و درست در همين جاست كه فكر ميكنم مهستي شاهرخي دچار اشتباه بدي شده است. البته او در هنگام تشريح شخصيت اين مردان وقيح اغلب به پيشينه ي آنها اشاره ميكند و در نتيجه روشن ميشود كه اين مردان اغلب از زمينه حقيري برخاسته اند. اما مشكل من با كتاب مهستي شاهرخي اين بود كه در دنيايي كه اين همه مرد بخشنده و درست در آن زندگي ميكنند چرا من بايد يكسره به شرح حال كساني بپردازم كه حقارت با تمام اجزاي وجودشان درهم آميخته است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:59  توسط   | 

خاورميانه و مردسالاري مدرن

مریم خراسانی

 از بين بردن مرزهاي دولت - ملت‌هاي خاورميانه و يكي‌كردن آن‌ها جزو طرح

دهكده‌ي جهاني و جهاني‌سازي مدل آمريكايي است. به‌قول كيسينجر: "جهاني‌سازي واژه‌ي ديگري براي سلطه‌اي ايالات متحده است."

به اين ترتيب ارباب و كدخداي اين دهكده‌ي جهاني آمريكاست. دولت - ملت به‌اين معنا پديده‌اي زايد است اما فقط براي ديگران به‌ويژه براي "جهان سومي"‌ها و اين‌بار خاورميانه‌اي‌ها! اين استدلال همچنان ادامه دارد؛ دولت - ملت پديده‌اي مدرن است و آن‌ها كه فضيلت مدرن‌شدن را تجربه نكرده‌اند و شايستگي آن‌را هم ندارند، داشتن مرزهاي ملي برايشان يك تجمل زايد و بيهوده است. داشتن مرز ملي به تعبير آن‌ها؛ يعني فهم دموكراسي و انتخابات نمايندگي و داشتن دست‌كم دو حزب و حكومت قانون؛ و هر كس اين‌ها را نداشته باشد، مرز ملي نيز نبايد داشته باشد و چون خود نمي‌توانند اين‌گونه از آزادي را براي خودشان تدارك ببينند، ناگزير آن‌ها (طراحان پروژه‌هاي استعمار‌ي) به‌عنوان مسؤوليني هم زميني و هم آسماني آزادي را برايشان به ارمغان خواهند آورد. پس همان‌طور كه نقشه‌ي جغرافياي سياسي كره‌ي زمين تاكنون بارها تغيير كرده است؛ در گذشته امپراطوري‌هاي يونان، روم و ايران و بعد امپراتوري‌هاي روسيه، عثماني، انگليس و فرانسه و اين‌بار براي چندمين‌بار امپراتوري نوين آمريكا و آن‌هم در فرصت و موقعيتي طلايي و به نسبت بدون رقيب جدي. ساختن مرز و قلمرو و نام‌گذاردن برآن تحت اشكال مختلف جغرافياي سياسي، هميشه موضوع كار و اهداف حكومت‌ها و اقتدارهاي اقتصادي و سياسي بود و گفتمان‌هاي مسلط رقيب و مردانه بر سر قلمروهاي بيش‌تر، با هم نزاع داشته‌اند و نام اين عمليات را گاه مأموريت براي متمدن‌سازي گذاشته‌اند، گاه مسيحي‌كردن جوامع و امروز براي مبارزه با تروريسم در جهت گسترش آزادي و حقوق زنان و لابد پس‌فردا براي حمايت زمينيان در برابر حملات موجودات كرات ديگر!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:55  توسط   | 

فقرزنانه

شهناز غلامی

 فقر زنانه يكي از مهمترين معضلات عصر حاضر است كه ميليون ها نفر انسان را به خود گرفتار كرده است و در اين ميان زنان قربانيان تلخ فقر در جهان به شمار مي روند.        

هر چند به علت كمبود اطلاعات درباره ي گرههاي مختلف زنان فقير تحليل اين پديده در ايران به خوبي امكان پذير نيست اما همين اطلاعات محدود نيز نشان دهنده اين واقعيت تكان دهنده و تأسف انگيز است كه زنان به مراتب بيشتر از مردان از مسئله فقر آسيب مي بينند.

تعريف فقرزنانه                                           

اصطلاح  فقر زنانه براي اولين بار در سال 1970 توسط «دايانا پيرس» مورد استفاده قرار گرفت.

 اين اصطلاح به معناي افزايش زنان در تركيب جمعيت فقير مي باشد، «پيرس» در سال 1976 دوسوم جمعيت فقير بالاي 16 سال را زنان اعلام كرد و روند روبه رشد آن را در جامعه پيش بيني نمود.                  آمارفقرزنان                                                

بر طبق آمار در حال حاضر 3/1 ميليارد نفر در دنيا با روزي كمتر از يك دلار زندگي مي كنند كه هفتاد درصد آنان را زنان تشكيل ميدهند»1                                               

«هفتاد درصد فقراي جهان را زنان تشكيل مي دهند و در سطح جهاني زنان به طور ميانگين 50 درصد مردان درآمد دارند»2                                                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:52  توسط   | 

عبدالرسول پور عباس در خصوص درصد قبولی دانشجویان دختر و پسر در کنکور سال ۸۶ گفت: در حدود ۶۴ درصد پذیرش در کنکور سال ۸۶ مربوط به دختران و ۳۷ درصد مربوط به پسران است، که با احتساب دانشگاه آزاد، فنی و حرفه ای و فراگیر این درصد به ۵۱ درصد به نفع دختران و ۴۹ درصد به پسران تبدیل می شود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس سازمان سنجش با پذیرش تلویحی سهمیه بندی جنسیتی در کنکور دو سال گذشته، به تشریح نحوه این سهمیه بندی پرداخت و افزود: در دوره های روزانه آزمون سراسری دو سال اخیر در رشته های مهندسی به نفع خانم ها و در بخش انسانی و تجربی پذیرش به نفع آقایان بوده است. این نفع تنها در حد ۱۰۰ تا ۲۰۰ نمره در تراز ۱۳ هزار بوده که تفاوت این ۲۰۰ نمره تنها در ۲ تا ۳ سئوال مشخص می شود بنابراین اتفاق فاحشی از نظر تفاوت در پذیرش جنسیت به وجود نیامده و ما برای پذیرش هر دو قشر تلاش کرده ایم.

منبع : خبرنامه ی امیرکبیر

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:39  توسط   | 

 رئیس منطقه 2 و 11 پژوهش علمی زنان دانشگاه آزاد اسلامی گفت: براساس آمارهای موجود ، 40 درصد زنان تحصیلکرده درکشور ما بیکار هستند. دکتر پریچهر شاهسون در خصوص اشتغال زنان، افزود: یکی از مشکلات مهمی که در جامعه ما وجود دارد اشتغال است که در این میان زنان سهم کمتری از مشاغل دارند.

وی به مشکلات زنان سرپرست خانوار اشاره کرد و گفت: باید با دادن یک سرمایه کوچک به این افراد زمینه توانمندسازی آنها را فراهم کرد تا خود درآمد زا باشند.

این استاد دانشگاه آزاد اسلامی معتقد است : ارائه مستمری در ماه ، نه تنها آنان را توانمند نمی کند بلکه باعث می شود تا همیشه در چرخه فقر باقی بمانند.

شاهسون تاکید کرد: از سوی دیگر باید فرهنگ کار در جامعه ایجاد شود و همچنین اهمیت و ارزش دادن به فرهنگ های بومی و تلفیق آنها با دانش جدید در جهت پیشرفت و رسیدن به اهداف بالا بسیار مهم است.

وی افزود: متاسفانه زنانی که تحصیلات کمتری دارند با حقوق بسیار کم ، بدون مزایای بیمه ، مشغول به کار می شوند.

منبع : کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:39  توسط   | 

روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان

عسل اخوان

برای اولین بار در «اولین گردهمایی فمینیستی برای آمریکای لاتین و جزایر دریای کارائیب» که در بوگوتا، کلمبیا، در روزهای ۱۸ تا ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۱، تشکیل شد، روز ۲۵ نوامبر به عنوان «روز جهانی علیه خشونت بر علیه زنان» اعلان شد. تاریخ ۲۵ نوامبر به یادبود خاطره ۳خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران “میرابال” انتخاب شد. قتل این سه زن در سال ۱۹۶۰ در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو صورت گرفت. اعلان این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت بر علیه زنان به عنوان احترام به این سه خواهر و همچنین اذعان به وجود خشونت جنسی در جهان می­باشد

خشونت انواع مختلفی دارد که شامل خشونت خانگی ،جنسی ، روانی ،اجتماعی ،سیاسی و مالی است. خشونت در جامعه ایران ریشه دوانده و زنان زیادی یا بدون اغراق می توانم بگویم اکثر زنان با آن درگیر هستند.

اگر آغاز این خشونت را خانواده بدانیم ، و منشأ آن را در خانواده باید در اخلاق سنتی ، ناموس پرستی، پدر سالاری و مردسالاری  جستجو کرد.پدران بدون هیچ واهمه ای و به بهانه غیرت ،زن و دختران خود را مجبور به شیوه ای از زندگی می کنند که آغشته به اجبار و تبعیض است و با خشونت یا تهدید قوانین نابرابر را در خانواده شان نهادینه می کنند؛ با حربه حفظ آبرو و حفظ سنتهای مردسالارانه به تنبیه زنان می پردازند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:35  توسط   | 

زني با دغدغه طبقه مرفه سنتي

ديشب يكي از دوستانم تماس گرفت گفت حاج خانم صاحبخانه دوره دانشجويي‌ام فوت كرده. دوران شيريني در خانه قديمي‌اش گذرانديم. دوراني كه خاطره‌اش هميشه مي ماند. خاطره سه سال زندگي كردن با يك زن اصيل يزدي با دغدغه‌هاي طبقه‌ي مرفه سنتي. زني از طبقه‌اي كه نقش زن در آن فقط به دنيا آوردن فرزند پسر و آراسته و پيراسته كردن خود براي همسر بود و بدون حضور مردش نه امكان و نه توان حضور در جامعه را داشت. چون نه مردسالاري حاكم بر آن اجازه خروج او از منزل را مي‌داد و نه استقلال مالي داشت كه بخواهد تصميم بگيرد و يا نظري دهد. اغلب لوازم و مايحتاج مورد نياز خانه‌اش از لباس و خوراك گرفته تا دوا و درمان، خياط و آرايشگر و حتي لوازم شخصي بدون حضور و انتخاب او فراهم مي‌شد.

هميشه شرح ماجراي زندگي‌اش برايم جالب بود. زني در طبقه‌اي كه حتي زنانش هم به خود بها نمي‌دادند و از به دنيا آمدن فرزند دختر ناراحت مي‌شدند. و بدون اينكه بدانند پسر يا دختر شدن فرزند از لحاظ ژنتيكي به مرد باز مي‌گردد خود را مقصر مي‌دانستند و سرزنش مي‌كردند. مهمترين دغدغه زنانش به دنيا آوردن فرزند پسر براي حفظ نام  و نشان خانواده و محبوبيت نزد همسر و خانواده همسر است. و اين برايشان سربلندي و سرافرازي بود. ياد گرفته بودند كه وظيفه زن برآورده كردن خواسته‌ مرد بدون توجه به نيازها و خواستهاي خودش هست.

وقتي يكي از زنان فاميلش پسر مي‌زائيد خوشحال مي‌شد و مي‌گفت عروس فلاني سكه كاري كرده ”بچه و پسر“(پسر)  آورده و يا فلاني زشت‌كاري كرده ”بچه“ ( دختر) آورده. قربون صدقه هايي كه براي نوه پسرش مي‌شد و كلنجار رفتن‌هاي من كه زن بودن همانقدر اهميت دارد كه مرد بودن. او رفت و خاطره‌اش ماند.

پی نوشت: سكه‌كاري کرده = سنگ تموم گذاشته

منبع : مینو

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:27  توسط   | 

گزارش اختصاصی وبلاگ برابری
بزرگ داشت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در دانشگاه شریف

به همت جمعی از فعالین حقوق زنان در دانشگاه صنعتی شریف به مناسبت بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، برنامه هایی برگزار شد. از روز شنبه (سوم آذرماه) تا چهارشنبه (هفتم آذرماه) نمایشگاه عکسی در طبقه همکف ساختمان ابن سینای این دانشگاه با موضوع منع خشونت برپاشد.

همچنین پانل هایی در طبقه ی همکف ساختمان ابن سینا نصب شد که در آن ها به موضوع خشونت علیه زنان و بررسی این موضوع در تعدادی از کشورهای جهان پرداخته شده بود.

روز دوشنبه پنجم آذرماه فیلم “کافه ستاره” اثر سامان مقدم در سالن آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه پخش شد و خانم شیوا مقانلو در مورد این فیلم و محورهای خشونت علیه زنان صحبت خواهند کرد.

روز سه شنبه نیز خانم دکتر شهلا اعزازی و خانم دکتر نیره توکلی به مناسبت همین روز سخنرانی داشتند. خانم دکتر اعزازی با موضوع انواع خشونت و خانم دکتر توکلی با موضوع بررسی کنوانسیون منع خشونت علیه زنان صحبت کردند. همچنین کارگاه آشنایی با مفاهیم خشونت علیه زنان از ساعت ۱۰ تا ۱۴ روز چهارشنبه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. این کارگاه با همکاری کانون هستیا اندیش برگزار شده بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 11:26  توسط   | 

وثيقه يك ميليون تومانی براي متهمان پرونده مرگ دكتر زهرا بنی یعقوب

در حالیکه وثيقه ی يك صد ميليون توماني براي مريم حسین خواه صادرمی شود 
براي متهمان پرونده مرگ دكتر زهرا وثيقه هاي يك يا دو ميليون تومانی تعيين شده است . اين متهمان حتي يك روز هم در بازداشت نبوده اند.

"رحيم بني يعقوب برادر دكتر زهرا با صدایي غمگين و گرفته به اين موضوع اشاره مي كند":فقط براي رئيس بازداشتگاه وثيقه 20 ميليوني تعيين شده است ولي او همچنان در سمتش باقي است و بازداشتگاه با رياست او اداره مي شود."

دكتر زهرا بني يعقوب يك ماه و نيم پيش به همراه نامزدش در پاركي در همدان توسط نيروهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر بازداشت شد .پس از 48 ساعت بازداشت وقتي خانواده اش به اين شهر مراجعه كردند ماموران خبر از خودكشي زهرا در بازداشتگاه دادند.

خانواده ی زهرا معتقدند مرگ او مشكوك بوده است. شواهد موجود فرضيه خودكشي اور را منتفي مي كند.

با گذشت يك ماه و نيم از مرگ زهرا و شكايت خانواده اش ؛ برای متهمان پرونده (نه به دليل مرگ دكتر زهرا بلكه به دليل دستكاري در پرونده و تغییر زمان بازداشت زهرا ) قرار وثيقه صادر شده است . 

در پرونده ی زهرا بنی یعقوب زمان بازداشت 21 مهر ماه ذكر شده ؛ در حالي كه از همان ابتدا به خانواده اش زمان بازداشت را 20مهر ماه اعلام كرده بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 11:15  توسط   | 

هر ماه 10 زن در بصره كشته مي شوند

 

به گفته پلیس و گروههای غیردولتی در شهر بصره، دومین شهر بزرگ عراق، هر ماه دست کم جسد 10زن کشف می شود که به ضرب گلوله کشته شده اند یا اجزای بدن شان جدا شده ودرون زباله دانی ها انداخته شده اند.

رئیس پلیس شهر بصره در گفتگوی تلفنی با خبرنگار دفتر هماهنگی مسائل بشردوستانه سازمان ملل گفت قاتلان گروههای سازمان یافته ای هستند که تحت لوای دین و گسترش اسلام نوع زندگی خاصی را، حتی درطرز لباس پوشیدن به زنان تحمیل میکنند. وی اضافه کرد: " تعداد قتل مسلمان ها بیش از اینهاست، چرا که اکثر خانواده های زنانی که مفقود وکشته می شوند، از ترس نیروهای افراطی مذهبی به پلیس گزارش نمی دهند.

یک فعال زن از گروههای غیر دولتی نیز گفته است: "افراطی های شیعه وسنی سعی دارند یک فرهنگ افراطی مذهبی را به مردم بصره تحمیل کنند، ما این مسایل را بارها به مسئولین شهر گوشزد کرده ایم ولی با وضعیتی که این شهر دارد حقوق و مشکلات زنان در رده آخر اولویت های آنها است"

 

منبع:شهرزاد نيوز

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 10:28  توسط   | 

افشاي جنايتي تكان‌دهنده در زنداني در برزيل؛

دختر 15 ساله به تعداد غيرقابل شمارش و در ازاي غذا خوردن مورد تعرض بيش از 20 مرد قرار گرفت

 

انتشار خبر مربوط به نگهداري يك دختر نوجوان به همراه بيش از 20 مرد داخل يكي از سلول‌هاي زنداني واقع در برزيل، خشم و نفرت عمومي را در اين كشور برانگيخته است.

به گزارش گروه «حوادث» ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، گروه‌هاي حقوق بشر در برزيل فاش كردند: "مسوولان زنداني در برزيل يك دختر 15 ساله را به مدت يك ماه در كنار بيش از 20 مرد داخل سلولي حبس كردند."

اين دختر به دفعات از سوي هم‌سلولي‌هاي خود مورد تعرض قرار گرفت و حتي براي دريافت غذا مجبور بود به برقراري رابطه‌ تن دهد.

يك سخنگوي مركز دفاع از كودكان و نوجوانان برزيل در اين باره گفت: "وي از همان روز اول زنداني شدن در استان پارا – شمال برزيل – مورد تعرض قرار گرفت."

براساس اين گزارش شمار مردان هم‌سلولي اين دختر كه ظاهرا به اتهام سرقت زنداني شده، بيش از 20 تن بود و گاهي اوقات به 34 تن نيز مي‌رسيد.

"مير كوهن"، رييس كميسيون حقوق بشر موكلان برزيل در اين باره اظهار كرد: "اين دختر به تعداد غيرقابل شمارش مورد تعرض قرار گرفت و حتي مجبور بود در ازاي غذا خوردن به اين کار تن دهد."

انتشار اخبار مربوط به اين حادثه، خشم و نفرت عمومي را در برزيل برانگيخته است؛ به ويژه آن كه پيش‌تر نيز در حادثه‌اي مشابه يك زن 23 ساله به مدت يك ماه همراه با 70 مرد داخل سلول زنداني در استان پارا حبس شده بود.

دختر 15 ساله كه هويتش تاكنون فاش نشده، روز بيست و يكم اكتبر به جرم دزدي دستگير و به يك بازداشتگاه پليس محلي منتقل شد تا اين كه سرانجام يك فرد ناشناس، رسانه‌ها را در جريان وقايع رخ داده قرار داد.

خانم كوهن افزود: "هيچ‌كس واقعا نمي‌داند كه جرم اين دختر چيست. وي مظنون به سرقت است، اما پليس از جزئيات آن چيزي نمي‌گويد. هيچ‌گونه اتهام رسمي وجود ندارد."

در همين حال موكلان اين دختر اعلام كردند: "مقامات پليس گفته‌اند كه به گمان آنها، سن مظنون بالاتر از سن قانوني بوده است."

"آنا جوليا كارپا"، استاندار پارا در واكنش به اين مساله گفت: "اهميتي ندارد كه سن متهم 15، 20، 50، 80 يا حتي 100 سال باشد، مهم اينست كه يك زن نبايد داخل سلول زندان با مردان نگهداري شود."

سخنگوي مركز دفاع از كودكان و نوجوانان نيز گفت: اين دختر كه خانواده بسيار فقيري دارد، بسيار سراسيمه و وحشت‌زده به نظر مي‌رسد، اما مي‌تواند افسران پليسي كه وي را زنداني كردند و زندانياني كه او را مورد تعرض قرار دادند، شناسايي كند.

 

منبع کانون زنان ایرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 10:28  توسط   | 

زندگی بسیاری از انسان ها در روابط "اجباری" دگرجنس گرایانه تباه می شود

شادی امین در گفتگو با چراغ


کتاب "قدرت و لذت" زمانی به دستم رسید که ماه ها بود فکرم را اغتشاش و آشفتگی در کنار فقرهای دانش جنسی ما ایرانیان اشغال کرده بود.
سئوال بود که بی جواب می ماند مگر آنکه خود توجیهی بیابم برای آن همه آوار سئوال. ... و درست در همین روزهای آشفتگی به لطف دوستی نویافته کتابی رسید به دستم که عطش دانستن را اندکی فرو می نشاند.

کتاب قدرت و لذت پر بود از حرف های تازه ای که سال ها تلاش برای بیان آن ها در ایران بی نتیجه مانده است. آرزویی بود انتشار آن به زبان فارسی در این سرزمین، از آن دست آرزوهایی که برآورده نمی شوند مگر به لطف معجزه ای.
کتاب اما ویژگی دیگری هم داشت که هیچ کم نبود از ویژگی های علمی و خاص نویسندگان اش. ترجمه ی شیوای فارسی آن توسط شادی امین این توان را به خواننده فارسی زبان می دهد که به راحتی با کتاب و مباحث جدید آن ارتباط بگیرد.
شادی امین، از جمله فعالان سیاسی دهه شصت است که توانست انزوای تبعید را به حرکت های جدی تبدیل کند و منفعلانه در تبعید ناخواسته ی خود روزگار نگذراند. شادی در سمينارها و کنفرانس های متعدد ايرانی و بين المللی شرکت داشته و در برخی از آن ها به عنوان سخنران در مورد موضوعاتی چون "بررسی جنبش زنان و مطالبات آن" ،"هستی همجنس گرايانه" ، "هيرارشی و آتوريته در جنبش زنان" ، "سازماندهی و راهکارهای آن" ، "آزار جنسی کودکان" و... به سخنرانی پرداخته است. برخی مقالات او در نشريات گوناگون فارسی و آلمانی زبان منتشر شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:54  توسط   | 

جعل تاریخ تواب "مارینا نمت"و سیاست های زن ستیزانه انتشارات "پنگوئن"

اعلام جرم در انظار افکار عمومی جهان

عزیزه شاهمرادی

 .او می گوید" همه کسانی که از اوین اون روز ها آزاد شده اند یک جایی کوتاه آمد ه اند" به دین گونه او بی شرمانه اعمال خود را توجیه می کند. و مقاومت در زندان را لوث می کند، واین حق همه ی زندانیان سیاسی به ویژه ما زنان زندانی سیاسی که در آن سال ها در زندان بوده ایم، است ، که علیه او دست کم در انظار افکار عمومی جهان اعلام جرم کنیم.

مستند کردن تاریخ ازمنظر وبه قلم سرکوب گران پدیده نو ظهوری نیست.از همان آغاز پدیداری جامعه طبقاتی تاریخ همواره این گونه نوشته شده و به ثبت رسیده است تا از سویی ماهیت سرکو ب گرانه فرادستان و قدرت حاکم پوشیده بماند و از سویی دیگر

از انتقال تجربه ی مبارزاتی فرودستان و مقاومت سرکوب شده گان در برابر شیوه های متفاوت ضد انسانی

دهشتناک قدرت مسلط جلو گیری شود. هدف سرکوب گران همواره حذف مقاومت و آرمانهای انسانی بوده و هست. فرادستان و استثمارگران تلاش کرده و می کنند تا با ترویج و تبلیغ یاس و نا امیدی و اعلام "پایان تاریخ" در تداوم و روند مبارزه علیه سرکوب گران گسست ایجاد کرده ومقاومت استثمار شده گان و فرادستان را بیهوده و بی سرانجام جلوه دهند. آنها همواره برای ثبت شکست ها ، ضعف ها ، واژگونه سازی واقعیت ها وپنهان کردن حقایق قلم فرسایی کرده اند، تا بدین گونه، قدرت و سلطه خود را مطلق و شکست ناپذیر جلوه دهند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:52  توسط   | 

به همین سادگی میتوان فراموش کرد!

شادی امین

 همانهایی که امروز آرزوی حمله نظامی آمریکا را برای رهایی از شر این رژیم در دل دارند، در اولین ساعات یک حمله نظامی متوجه خواهند شد که سربازان آمریکایی نه با کوله پشتی هایی پر از آزادی، نان و دمکراسی بل با کوله پشتی هایی پر از گلوله و خون و خشونت به در خانه های آنان خواهند کوفت.

کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان در واشنگتن باعث طرح برخی مباحث شد که چند سالی است که ذهن فعالین سیاسی را به خود مشغول داشته است.

درگیری رژیم جمهوری اسلامی با غرب بر سر تولید و غنی سازی اورانیوم ، مسئله تازه ای نیست. به یمن این درگیری دولت احمدی نژاد توانسته است نگاه ها را از سیاست داخلی به سیاست خارجی معطوف داشته و با اتکا به ناسیونالیسم و همینطور روحیه ضد میلیتاریسم آمریکا ، متحدین و پشتیبانانی را برای خود دست و پا کند.

با هم نگاهی به استدلال هایی که در بحث بر سر درگیری نظامی آمریکا و ایران از سوی نیروهای ایرانی مطرح میشود بیندازیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:51  توسط   | 

کار برای کودکان، کار برای زنان ممنوع

فاطمه شاه نظری

آشغال، زباله، لجن، بوي تعفن،… گرد ملال روي زمين، ديوار، اينجا درختان هم بيچاره‌اند، فقيرند. سياه و كثيف‌اند. انگار كه مي‌خواهند فرياد بكشند باران، باران!!

سرشاخه‌ها خالي و تنك‌اند. و در سايه‌ساراني حقير، مرداني خسته با چشماني بي‌رمق لميده‌اند، مثل ماهي‌هاي دريا‌هاي آلوده كه آخرين نفس‌ها را مي‌كشند روي ماسه‌هاي بويناك، با دهان‌هاي باز، آهسته و منقطع.

بچه‌ها با لباس‌هايي كه رنگ هيچ رنگي نيست، ميان جوي‌هاي پر از كثافت، پلاستيك، مواد گنديده، آغشته به روغن سوخته و سياه، بازي مي‌كنند و گاه با دستان كبره بسته مشتي از آن به صورت‌شان مي‌زنند. شايد بسياري از اين كودكان زلال جاري آب را در كوه و دشت نديده‌اند و آب براي‌شان همان گنداب جاري جوي‌هاست. گرم‌شان است، از صبح تا بوق شب ناچار در كوچه‌ها پلاسند.

در هواي يخ‌زده، اما، همچنان لي‌لي بازي مي‌كنند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:49  توسط   | 

چهره­های خشونت بر علیه زنان

به مناسبت ۲۵ نوامبر روز بین­المللی مبارزه با خشونت بر علیه زنان

صبری بهمنی

 

روز چهارم آذر ماه، روز بین­المللی مبارزه با خشونت است. برای اولین بار در «اولین گردهمایی فمینیستی برای آمریکای لاتین و جزایر دریای کارائیب» که در بوگوتا، کلمبیا، در روزهای ۱۸ تا ۲۱ ژوئیه ۱۹۸۱، تشکیل شد، روز ۲۵ نوامبر به عنوان «روز جهانی علیه خشونت بر علیه زنان» اعلان شد. تاریخ ۲۵ نوامبر به یادبود خاطره ۳خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران "میرابال" انتخاب شد. قتل این سه زن در سال ۱۹۶۰ در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو صورت گرفت. اعلان این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت بر علیه زنان به عنوان احترام به این سه خواهر و همچنین اذعان به وجود خشونت جنسی در جهان می­باشد. خشونت بر علیه  زنان یکی از مسائلی است که باید در ابعاد وسیع مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در واقع زمان طولانی نیست که خشونت در سطوح مختلف به مشکلی جدی تبدیل گشته است، بلکه تاریخ طولانی خشونت در دنیا سبب گشته تا در نظر ما امری عادی جلوه کند. خشونت به معنای اعمال کارهای غیر انسانی و و ایجاد ضرب و شتم و اضطراب در دیگران است.

خشونت به شیوه­های مختلفی بر زنان اعمال می­شود:

خشونت خانگی، تجاوز، خرید و فروش زنان و دختران، تن فروشی اجباری، خشونت های ناشی از جنگ مثل قتل و تجاوزهای سیستکاتیک، بردگی جنسی، بارداری اجباری، کشتار نوزادان دختر، انتخاب جنسیت نوزادان، ختنه دختران، خشونت سیاسی و غیره.

خانواده اولین مکان آغاز خشونت بر علیه زنان است. زنان در خانواده­های جوامع شرقی به بهانه­های عدم رعایت ارزش های مقدس و قید و بندهای سنتی و به بهانه حفط آبرو به شدیدترین شکل تنبیه می شوند.

پدران بدون آنکه ترس و واهمه­ای از مجازات داشته باشند قوانین نابرابر در ساختار جامعه را در خانواده پیاده می­کنند. افزایش شکنجه، به قتل رساندن دختران توسط پدر، برادر یا عمو و دایی و روی دادن قتلهایی تحت لوای ناموس شاهدی بر این مدعاست.

وجود روابطی که ازدواج در آن نه بر اساس انتخاب آگاهانه و عاشقانه صورت گرفته بلکه صرفاً بر اثر تکلیف به صورت سنتی انجام می گیرد و زن در خانواده بعد از قیومیت پدر مورد خشونت همسر قرار می گیرد.

بر طبق آمارها ۷۰ درصد از زنان تحت خشونت هستند ، برای حدود یک چهارم زنان آغاز خشونت از همان شب اول ازدواج و یک چهارم دیگر در همان هفته اول ازدواج است. در هر ۱۲ ثانیه یک زن مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. از هر سه زن در طول عمرشان یک زن به وسیله شریک جنسی خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. در ۹۵ درصد از خانواده ها خشونت اعمال شده از سوی مردان است.

بیش از ۴۰ درصد از قتل زنان بوسیله شوهر یا دوست پسرشان صورت می گیرد. از هر ده زوج شش زوج دست به اعمال خشونت بار خانوادگی می زنند.

خشونت در خانواده در تمامی طبقات ، نژادها ، سطوح مختلف درآمد و تحصیلات وجود دارد.

افراد خشن در دوران کودکی قربانی یا شاهد خشونت بوده­اند . به این ترتیب خشونت خانوادگی به یک فرد خاتمه نمی یابد و قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده همان رفتار فرا گرفته در خانواده را در حل تعارض ها و تنش های خانوادگی به کار می گیرد ، پدیده­ای که در جامعه کارشناسی از آن بعنوان " گردش خشونت " نام می برند.

ساختار جامعه نیز هنجارهای مربوط به خشونت را می پذیرد و رفتار خشن را تحمل می کند و باعث تقویت خشونت خانوادگی و گردش آن از نسلی به نسل دیگر می شود.

۹۰ درصد کودکانی که در خانواده­هایی زندگی می کنند که در آنها ضرب و شتم وجود دارد، به کتک خوردن مادرشان آگاهی دارند.

۸۰ درصد بزه­کاران در حیطه سرشار از خشونت بزرگ شده­اند. پسرانی که در شرایط خشونت بار خانوادگی بزرگ می شوند، ۷۰ درصد بیشتر از بقیه ظرفیت و گرایش کتک زدن به زنانی که با آنان زندگی می کنند را دارا هستند.

کودکانی که در شرایط خشونت بار زندگی می کنند ۳۰۰ درصد بیشتر از افراد معمولی الکلی یا معتاد می شوند.

این آمارهای تکان دهنده حاکی از تاثیرات خشونت و بازتولید خشونت در جامعه است.

خشونت جنسی یکی دیگر از شیوه­های اعمال خشونت علیه زنان است. خشونت جنسی در دو حالت بر زنان اعمال می شود : یکی اجبار در سکس و تجاوز جنسی و دیگر برخورد دوگانه با دو جنس زن و مرد و یکی را بر دیگری ترجیح دادن.

خشونت های ناشی از جنگ نیز یکی دیگر از شیوه­های خشونت اعمال شده بر زنان است. در جنگ های اخیری که ما نیز شاهد آن بودیم ، مرز میان اقدامات جنگی، جنایت، نقض حقوق بشر و خشونت جنسی به هم ریخته و هرج و مرج و تاراج به استراتژی جنگ طلبان تبدیل شده است.

بنابر نظر یونیسف و سازمان (مدیکا موندیاله) هنوز هم خشونت جنسی و تجاوز به زنان و دختران در تمام جهان به طور هدفمند و به عنوان یک حربه جنگی مورد استفاده قرار می گیرد

زنان زندان ابوغریب در کشور عراق که در جنگ میان آمریکا و عراق بیشترین فشارهای جسمی و روحی به آنان تحمیل شد، بهتریت نمونه این واقعیات هستند.

زنان مناطق جنگی مانند بوسنی، کوزوو و افغانستان نیز از این جمله­اند. ناگفته نماند که نه تنها در دوران جنگ بلکه بعد از آن نیز تجاوز جنسی به زنان وجود دارد و زنان بعد از جنگ نیز کاملاً بدون حمایت قانون و بی پناهند.

برای زنان علیرغم اعلام پایان جنگ هنوز این فاجعه سپری نشده است. مشکلات روحی و روانی زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته­اند و کودکانی که بر اثر این تجاوز به دنیا آمده­اند و مادرانی که ناخواسته مادر شده­اند، باقی مانده است و این  کابوسی است که برای این زنان صدمه دیده ادامه دارد.

زنان در سیاست نیز مورد خشونت واقع می شوند. به قول مهرانگیز کار : خشونت سیاسی با عملکرد اهرم های قدرت رسمی یعنی دولت، علیه زنان اعمال می شود. این خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانون گذاری انعکاس می یابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاست گذاری ظاهر می شود.

آمار خشونت بر علیه زنان در ایران کمتر از طرف رسانه­ها انعکاس می یابد و رژیم ایران و رسانه­های تحت حاکمیت اش بر آن سرپوش می گذارند.

در کل خشونت علیه زنان را باید در مجموعه­ای به هم تنیده از انواع خشونت های خانگی، اجتماعی، سیاسی، جنسی، روانی و مالی جستجو کرد.

حقوق زنان جزء لاینفک حقوق بشر و جهان شمول است. خشونت علیه زنان در جامعه ما ریشه­ای عمیق دارد و مستلزم یک مقابله جدی و همگانی و رادیکال است که بتواند ریشه خشونت و زمینه­های آنرا بخشکاند و راه را برای از بین بردن هر گونه خشونت هموار سازد.

 

منبع : سازمان زنان مبارز ایران زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:27  توسط   | 

بررسی ورزش زنان مسلمان در گاردین

ترجمه ی مرجان نمازی

3 آذر 1386

 

بر اساس گزارشی که هفته گذشته از سوی فدراسیون ورزش و آمادگی جسمانی زنان WSF منتشر گشت، کمتر از یک زن از 5 زن، به فعالیت های ورزشی و جسمانی به اندازه کافی و استاندارد می پردازند تا از سلامت کافی برخوردار باشند! و حتی بین اقلیت های قومی، آمار کمتر از این میزان را نشان می دهد و تنها 13.2% از زنان مسلمان، به میزان توصیه شدهء انجام فعالیت ورزشی، یعنی روزانه 30 دقیقه در طی روزهای هفته (5روز)، عمل میکنند. بر طبق این بررسی، شرایط حتی رو به بدتر شدن نیز پیش می رود که بنا به اظهارات سو تیبالز، مدیر اجرایی WSF ، این کم توجهی جای نقد و بحث فراوان دارد.

یقیناً مذهب و باورهای فرهنگی، می توانند باعث بوجود آمدن موانعی بر سر راه ورزشکاران گردند. به طور کلی، در جوامع اسلامی، زنان مجازند که به فعالیت های ورزشی بپردازند و در حقیقت، اسلام، توصیه اکیدی به انجام فعالیت های فیزیکی برای هر دو جنس دارد. اما در برخی کشورهای اسلامی، حضور و مشارکت زنان در ورزش و فعالیت های آمادگی جسمانی، تنها منوط به تبعیت از قوانین و قواعد مذهبی است. برای بسیاری از زنان مسلمان فرصتهای محدودی برای انجام فعالیت های فیزیکی و ورزشی وجود دارد البته به غیر از برنامه های تربیت بدنی مدارس؛ گفتنی است برخی زنان مسلمان، اجازه شنا در استخرهای عمومی و همچنین هیچ گونه فعالیت های فیزیکی و ورزشی با حضور مردان را ندارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:26  توسط   | 

ملاحظاتی در بارة جایگاه حقوق مدنی زنان در روند تاریخ سیاسی معاصر

ویدا حاجبی

 

ویدا حاجبی ، نویسنده و متفکر سیاسی ، به دعوت انجمن زنان ایرانی مونتریال در روز ۳ مارس۲۰۰۷به مناسبت بزرگداشت روز زن ، در دانشگاه کنکوردیا سخنرانی نمود که مورد استقبال شرکت کنندگان قرار گرفت .

متن این سخنرانی را می توانید در زیر ملاحظه نمایید:

بیش از یک قرن است که جایگاه حقوق مدنی زنان و مسئلة رهایی آنان از قید و بندهای سنتی- مذهبی یکی از مسائل مورد مناقشه در روند تاریخ سیاسی جامعة ما بوده است.

تلاش درجهت بازنگری به این روند، بررسی محتوا و روش ‌های مبارزاتی‌‌‌ و پیامد های آن‌، دستاوردها، تنگنا ها و ناکامی ‌ها، به ضرورتی امروزین تبدیل شده است. امری که نه تنها می ‌تواند به فهم تاریخ معاصر یاری رساند، بلکه برای آگاهی به فضای سیاسی و اجتماعی امروز ما نیز از اهمیتی ویژه برخوردار است.

در این فرصت می ‌کوشم تا جایی که بتوانم ملاحظاتی را در این باره، در حد ممکن فشرده، با شما در میان بگذارم. امید که این ملاحظات، در تبادل نظر و گفتگو با شما، تدقیق و تعمیق یابند .

با در نظر گرفتن 5 دورة عمده در تاریخ معاصر‌:

گذار به مشروطیت و تصویب متمم قانون اساسی در 1286

دوران سلطنت رضا شاه

دهة 20 و 30 ( از شهریور 20 تا کودتای 28 مرداد 32 و سقوط مصدق )

دهة 40، انقلاب سفید شاه و شکل گیری مبارزة مسلحانه

انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی تا به امروز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:23  توسط   | 

استثمار کار بی مزد زنان تحت شرایط سیستم پدرسالاری و سرمایه داری

Edith Bartelmus-Scholich

برگردان ناهید جعفرپور

توضیح مترجم: در این نوشته نویسنده تلاش نموده است بحث کار بی مزد خانگی را که در سال های اخیر بحث مهمی در میان جنبش فمنیستی جهان است دنبال نماید و این معضل را بطوری عمقی بشکافد. بحثی که جنبش فمنیستی ایران هم بدرستی روی آن انگشت نهاده است. هدف از ترجمه این گونه مباحث دنبال نمودن این سری از بحث ها از یک سو و دیالوگ برای یافتن بدیل های متفاوت از منظر فمنیستی از سوی دیگر است آنهم درست در زمانی که این شکل کار هم اکنون از بعد کار خانگی خارج شده و در جهانی سازی نئولیبرالی شکل کار گسترده بازار کار گشته است.

دوسال پیش زنی برای من در نامه ای نوشته بود که: " زمانی که من هنوزکار می کردم به هیچ وجه احساس استثمار از سوی رئیسم را نداشتم بلکه این احساس را من تنها در زندگی زناشوئی با همسرم داشتم. برای چه قبول نمی کنید که بسیاری از مردان هم ما زنان را استثمار می کنند؟".

بسیاری از زنان دیگر هم گفته های این زن را به گونه های متفاوت تائید نموده اند و آنهم به این صورت که بیان نموده اند از اینکه در زندگی کاری و زندگی زناشوئی بسیار کمتر از آن چه مایه می گذارند نصیبشان می شود در رنج و عذابند. حتی بسیاری از این زنان واضح و روشن بیان نموده اند که در وضعیت مشخص خود ازرابطه نامعقول میان دادن و گرفتن در مناسبات زناشوئی بیشتر عذاب کشیده اند تا رابطه نامعقول دادن و گرفتن در مناسبات کاری و عدم پرداخت عادلانه دستمزد نیروی کارشان در کارخانه جات و مراکز تولیدی در مقایسه با همکاران مردشان. این زنان همچنین از این رابطه نامعقول میان دادن و گرفتن در زندگی زناشوئی با واژه استثمار یاد می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:19  توسط   | 

تظاهرات زنان ريسنده در سريلانكا

شكوه طاهري

صنعت بافندگي در سريلانكا كه مهم‌ترين واحد صادراتي اين مملكت است، منتظر توفان مهيبي است. كارگران ريسنده كه تقريبا همه زن هستند قصد دارند كه تا آخر ماه نوامبر دست به تظاهرات شديدي بزنند و از اين راه، كارفرمايان را تحت فشار قرار داده‌اند. آن‌ها خواهان اضافه دستمزد و به طور كلي تعيين حداقل مزد هستند. صاحبان صنايع هم راضي به اين كار نيستند و سنديكاي كارگران را تهديد كرده‌اند كه در صورت ادامهء تظاهرات، توليد منسوجات را به كشورهاي ارزان ديگر منتقل مي‌كنند. كارگران با برپايي برنامه‌هاي خبري و با به دست گرفتن شمع و راه افتادن زنجيروار در خيابان‌ها و تظاهرات، در پي آنند كه نظر عموم را به سوي مشكلات خود جلب كرده و كارفرمايان را وادار به قبول خواسته‌هايشان بكنند. به عقيدهء كارفرمايان، هم اكنون ريسندگان در سريلانكا بيش‌ترين كارمزد را در منطقه مي‌گيرند، بنابراين براي كارفرما به صرفه نيست كه بيش از اين دستمزد بدهد. تاكنون بسياري از سرمايه‌داران سريلانكايي در خاورميانه و آفريقا و هند و كامبوج واحد‌هاي توليدي نساجي تاسيس كرده‌اند ولي منظور آن‌ها تاكنون اين بوده كه از سهميهء صادراتي اين كشورها به اروپا و آمريكا استفاده كنند اما با بالا رفتن نرخ تورم در سريلانكا و همچنين خواستهء كارگران به فكر انتقال مجموعهء توليد، به كشور‌هاي ديگر افتاده‌اند. درست همين نرخ بالاي تورم است كه كارگران را وادار كرده است كه دست به چنين تظاهرات وسيعي بزنند. هم‌اكنون دستمزد يك كارگر به طور ميانگين حدود 000ر4 روپيه 355 دلار) است و با نرخ 16 درصدي تورم، كارگران خواهان حداقل 10 دلار بيش‌تر در ماه هستند. در واقع مي‌توان گفت در مملكتي كه 20 ميليون نفر جمعيت دارد و حداقل 300 هزار نفر از زنانش، صنعت ريسندگي را مي‌گردانند و بقيه آ ن‌ها در مزارع چاي كار مي‌كنند يا به عنوان مستخدم در كشورهاي ديگر مشغول به كار هستند و از اين راه ارز وارد مملكت مي‌كنند، زن ركن اصلي اقتصاد در اين مملكت است. بسياري از زنان برايتامين مخارج خانواده مجبورند كه در دو شيفت كار كنند، زيرا دستمزد يك شيفت جوابگوي مخارج آن‌ها نيست. به عقيدهء جمعي از كارگران، زنان مانند بردگاني هستند كه به ماشين‌هاي ريسندگي زنجير شده‌اند. آنان در اثر خستگي بسيار، همهء رفت و آمد‌ها را با فاميل و دوست و آشنا قطع كرده‌اند. درآمد گروهي به حدي كم است كه در روز فقط قدرت خريد يك وعده غذا را دارند و در اثر كمبود غذا، كم توان‌تر و ضعيف‌تر وارد چرخه‌اي مي‌شوند كه در آن به بيماري و فقر مطلق كشيده مي‌شوند. هم‌اكنون كارخانجات با كمبود 15 تا 30 هزار كارگر روبه‌رو هستند و اين موضوع نيز خواسته‌هاي ديگر كارگران را تشديد مي‌كند. پادميني ويراسوريا، دبير كانون حقوق زنان در مركز زنان با گفتن يك جمله، كارفرمايان را دعوت به تعمق كرده است. او مي‌گويد كارگراني كه دستمزدشان به قدري كم است كه مجبورند در خوردن غذا صرفه‌جويي كنند، نمي‌توانند كارگران كاري و بهره‌‌آوري باشند. تا پايان ماه نوامبر سرنوشت اين زنان معلوم مي‌شود. آيا اين چند صد هزار زن مي‌توانند نظر سرمايه‌گذاران را تغيير دهند؟ تاكنون كه هر دو بر مواضع خود محكم ايستاده‌اند.

منبع : صدای زنان

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 0:0  توسط   | 

گفت وگو با سودابه اردوان نویسنده «یادنگاره های زندان»

مصاحبه گر پروین کوه گیلانی

به مناسبت سالگرد کشتار 67 برنامه ای در تاریخ 7 تا 9 سپتامبر از طرف کانون دمکراتیک ایراینان دالاس در پلینو سنتر برگزار شد که شامل گالری نقاشی از سودابه اردوان همراه با سخنرانی ایرج مصداقی بود. شهروند این فرصت راغنیمنت شمرد تا گفت و گویی با این دو زندانی سیاسی داشته باشد. در این شماره گفت وگوی شهروند با خانم سودابه اردوان را خواهید خواند.

سودابه اردوان در سال 1337 در شهر تبریز به دنیا آمده است. اوپس از گرفتن دیپلم دبیرستان در رشته دکوراسیون و مهندسی داخلی مدرسه عالی ساختمان وابسته به دانشگاه پلی تکنیک تهران قبول می شود. خیلی زود به مبارزات صنفی ـ سیاسی روی می آورد و چندی بعد به همراه عده ای دیگر از دانشجویان فعال به علت شرکت در اعتراضات دانشجویی از دانشگاه اخراج می شود. او مبارزه سیاسی را ادامه می دهد و در مورد اخراجش با خانواده اش حرفی نمی زند. تا اینکه انقلاب بهمن 1357 به وقوع می پیوندد. شادی و شور پس از انقلاب چندی بیش دوام نمی آورد و روز 19 شهریور سودابه دستگیر و روانه زندان اوین می گردد. سودابه در کتابش می گوید: "دیدن پاهای خون آلود و شکنجه شده و به همراه صورت های معصوم و دوست داشتنی آدم ها که اغلب جوان هستند، مرا تحت تاثیر قرار می دهد. هر کدام از آنها را روی بوم نقاشی خیالی ام می گذارم و در آخر دچار هیجان می شوم از این که اگر این امکانات را داشتم چه می شد؟ سعی می کنم صحنه ها را در ذهنم ثابت نگه دارم تا روزی بتوانم آن ها را به همه دنیا نشان بدهم . صحنه ها هر روز و هر ساعت زیادتر می شوند و احساس می کنم حال، خودم نیز تبدیل به یکی از این صحنه ها شده ام."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:57  توسط   | 

نگاهي به وضعيت زنان دست فروش تهران زنان دستفروش، نگران تبعيض‌ها

هادي زندي

 

قدم‌ها پيوسته بر زمين فرود مي‌آيند، عقربه‌ها بي‌وقفه به دنبال هم مي‌دوند، التماس‌ها سرانجامي ‌جز بي‌اعتنايي نمي‌يابند. نگاه‌هاي عابران همچون تازيانه‌هايي در هوا مي‌گردند تا بازهم دستفروشي فرياد برآورد براي بقا. تا باز هم سهم يك انسان از تمام عالم را بساطي كوچك شكل دهد. فراموش‌شدگاني كه اميدشان را به دست‌هاي سرد عابران گره مي‌زنند تا شايد اسكناسي بر كف اين دست‌ها، سرخورده و دقيقه‌اي از حياتشان را با طعم غريب شادي پيوند زند. آناني كه گويي زندگيشان، شباهتي عجيب با خيابان‌هاي زير و رو شده شهر را در خود مي‌بيند، در ميان اين فراموش‌شدگان زناني نيز در راه بقا مي‌جنگند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:55  توسط   | 

هشدار درباره ی افزايش طلاق هاى توافقى (سازش براى جدايى)

 

گروه اجتماعى روزنامه ی ایران- حميده امينى فرد: از ميان دعاوى اى كه دادگاه خانواده صلاحيت رسيدگى به آن را دارد، طلاق توافقى با ۹۳ هزار و ۷۵ مورد در صدر و ديگر عناوين ازجمله مهريه، طلاق غيرتوافقى، نفقه، عدم تمكين و حضانت از فرزند ازنظر تعداد در رتبه هاى بعدى قرار مى گيرند. اين آمارها نشان مى دهد كه ميزان طلاق هاى توافقى در سال هاى اخير به صورت چشمگيرى درحال افزايش است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:54  توسط   | 

صد سال جنبش زنان در ایران

گفت‌وگویی با آنا وانزان، پژوهشگر ایتالیایی آنا وانزان

مصاحبه‌گر: مریم افشنگ (گزارشگر دویچه وله در رم)

آنا ونزان، استاد دانشگاه میلان و پژوهشگر مسائل زنان در خاورمیانه است. مطالعات او بیشتر بر روی زنان ایران و جنبش‌های حقوق زن متمرکز شده است. ونزان در گفت‌وگویی با دویچه وله از فعالیتها و تحقیقاتش سخن گفته است. پایان‌نامه دوره فوق لیسانس آنا وانزان در دانشگاه نیویورک نیز درباره زنان قاجار به ویژه خاطرات تاج السلطان دختر ناصرالدین شاه است. این پژوهشگر ایتالیایی تا کنون چندین کتاب از داستان‌های زنان نویسنده ایرانی از جمله گلی ترقی، شهرنوش پارسی پور، فرخنده آقایی و ناهید طباطبایی نیز به ایتالیایی ترجمه کرده است.

وانزان همچنین یکی از سخنرانان کنفرانسی چندین روزه بود که به تازگی در شهر ونیز ایتالیا تحت عنوان «ایرانی که روایت می‌شود» برگزار گردید.

دویچه وله: آنا ونزان به عنوان محققی که درباره مسائل زنان در خاورمیانه به ویژه در ایران مطالعاتی کرده در ایتالیا شناخته شده است. برای رسیدن به این نقطه از کجا شروع کردید؟

آنا ونزان: پانزده سال پیش می‌توانستم بگویم که من شرق شناس هستم. زمانی که ادوارد سعید کتابی به نام شرق شناسی را چاپ کرد، فکر کردم نمی‌شود که یکبار دیگر کسی بگوید من شرق شناس هستم. ولی من در سی سال گذشته فقط درباره فرهنگ خاورمیانه کار کرده‌ام به ویژه درباره فرهنگ ایران. خیلی درباره تاریخ ایران مطالعه و پژوهش کرده‌ام. زمانی که در دانشگاه شهر ونیز بودم به این نتیجه رسیدم که علاقه من بیشتر به مطالعه روی زنان برمی‌گردد. در روزنامه‌ها و کتاب‌ها می‌خواندم و می‌دیدم که تصویر مردم غرب درباره زنان پر از پیش قضاوت‌هاست. فکر کردم که وظیفه من این است که تصویر دیگری درباره زنان ایران بدهم. مطالعه روی ادبیات معاصر ایران را شروع کردم. زنان نویسنده‌ای وجود داشتند که داستان‌های کوتاه، رمان و شعر نوشته بودند که بسیار خوب بود. شروع به ترجمه کردن این داستان‌ها و رمان‌ها از فارسی به ایتالیایی کردم و از ادبیات دوباره به رشته اصلی خودم تاریخ مخصوصا دوره قاجار برگشتم. برای اینکه به نظر من جنبش زنان در ایران در دوره قاجار شروع شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:52  توسط   | 

گفت‌وگو با آيرين برنز، فعال امور زنان

شهروندي اقتصادي زنان مشكل حل نشدهء حكومت‌هاي ليبرال دموكرات

ترجمه: نيلوفر انسان

 

آيرين برنز دختر يك روستايي است; مروج حقوق بشر اقتصادي زنان و عضوي از سازمان فمنيستي ايجندا‌پولتيكا دمايرز و يك سازمان كارگري غيردولتي در آمريكاي مركزي با عنوان آسپرولاست. مصاحبه‌اي كه در پي مي‌خوانيد دربارهء شهروندي اقتصادي زنان است كه سايت حقوق بشر زنان (Women Human Rights) با اين فعال حقوق بشر انجام داده است. چگونه حقوق اقتصادي و اجتماعي تاثير خود را در زندگي زنان نشان مي‌دهند؟ - حقوق اقتصادي و اجتماعي زنان كه گاهي به دليل اين‌كه پس از حقوق سياسي و شهروندي آن‌ها قرار مي‌گيرند حقوق نسل دو خوانده مي‌شوند، از طريق دسترسي موثر به مواردي كه به آن‌ها اشاره خواهم كرد، آثار خود را در زندگي زنان نشان مي‌دهند. - منابع كاري و درآمدي كه حقوق بشر زنان را تضمين مي‌كنند. - فضاهاي كاري كه باعث اشاعهء پيشرفت شخصيتي و كاري زنان شده و در آن‌ها با در نظر گرفتن سهم مشترك زنان در توليد به آن‌ها حقوق مساوي مردان پرداخته مي‌شود. - تحصيلات كه باعث بهبود بخشيدن به توانايي‌هاي زنان مي‌شود. - يك نظام اجتماعي امن و سالم كه سلامت رواني زنان را تضمين مي‌كند. - برخورداري از محيط سالم خانوادگي كه باعث تضمين سلامت جسمي زنان شده و سبب مي‌شود كه زندگي آن‌ها از يك كيفيت خوب و ممتاز برخوردار باشد. - سازمان‌هاي اجتماعي كه باعث ايجاد علاقهء زنان در بخش‌هاي مختلف زندگي از قبيل خانواده، محل كار، اجتماع و فعاليت‌هاي اتحاديه‌اي در زمينهء امور كارگري و سياسي مي‌شوند. شهروندي اقتصادي چيست و چگونه اين نوع شهروندي مي‌تواند تحت يك نظام سرمايه‌داري وجود داشته باشد؟ شهروندي اقتصادي زنان به حق آن‌ها براي داشتن سطح مناسب زندگي براي خود و خانواده‌شان گفته مي‌شود. اين سطوح مناسب مي‌تواند در غذاي كافي، پوشاك و مسكن مناسب و اصلاح مداوم در وضعيت زندگي زنان وجود داشته باشد. IIDH) ، 1997 ; 20) به اين منظور لازم است تا منابع كافي براي توزيع مساوي ثروت ميان افراد توليد شود. ميثاق بين‌المللي مربوط به حقوق فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كه توسط سازمان ملل در سال 1966 به تصويب رسيده و از سال 1976 به كار گرفته مي‌شود چارچوب اصلي شهروندي اقتصادي است و حقوق افراد در آن در موارد زير معين شده است: انتخاب آزادانهء پيشه،آموزش حرفه‌اي،كار تمام وقت،دستمزدهاي برابر براي ارزش كار برابر،وضعيت كاري مشخص براي كارگران و خانواده‌هايشان، شرايط كاري امن و پاكيزه،فرصت‌هاي برابر براي ترفيع شغلي،داشتن حق مرخصي، استفاده از اوقات فراغت، داشتن ساعات كاري معين و وجود تعطيلات دوره‌اي با تعلق گرفتن حقوق به كارگران،تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري،حمايت از خانواده فرد كارگر به ويژه كودكان او،حمايت پس از زايمان از زنان وحمايت از پسران و دختران و نوجوانان بر عليه استثمار اقتصادي.اگرچه خود حقوق فوق‌الذكر كه توسط دولت‌ها به عنوان هدفي در راستاي راهكارهاي توسعه در نظر گرفته شده‌اند تا يك برنامهء كاري براي تمرين حقوق بشر خود موانع جنسيتي كه نابرابري را ميان مردان و زنان ايجاد مي‌كنند، شهروندي اقتصادي زنان را تنها به يك انتظار براي بيش‌تر زنان تبديل كرده‌اند تا يك تجربهء مداوم روزانه ) 2000 (United Nations , .به همين دليل است كه در آخرين كنفرانس برگزارشده از كنفرانس‌هاي جهاني دربارهء زنان كه توسط سازمان ملل برگزار شد توجه ويژه به فضاي اقتصادي بااهميت نقش آن در تعريف كيفيت زندگي و جايگزيني افراد در جامعه داده شد. سطح دستيابي زنان و مردان به ساختارهاي اقتصادي جامعه‌شان و فرصت‌هاي آن‌ها براي تمرين قدرت به گونهء قابل توجهي در جوامع مختلف بايكديگر فرق مي‌كنند. در بسياري از بخش‌هاي جهان حضور زنان در سطوح متفاوت كه در آن سطوح تصميمات قانوني گرفته مي‌شوند يا بسيار محدودند يا اصلا وجود ندارند كه خود اين سطوح شامل تنظيم برنامهء مالي، پولي و سياست‌هاي اجتماعي به همراه سيستم‌هاي مالياتي و ساختارهاي مربوط به پرداخت دستمزد نيز هستند. تكامل حقيقي ساختارهاي سياسي و اقتصادي به طور مستقيم بر دسترسي زنان و مردان به منابع اقتصادي، قدرت اقتصادي و وضعيت برابر در مقياس فردي و خانوادگي و به طور كلي جامعه تاثيرگذار است. از ديدگاه فمنيستي، شهروندي اقتصادي خود را به عنوان يك تمرين اجتماعي و شخصي در كسب حقوق سياسي اجتماعي، فرهنگي و حقوق اقتصادي در چارچوب يك مسووليت متقابل نشان مي‌دهد. تمرين اين نوع شهروندي بايد توسط ديدگاه‌هاي جنسيتي‌اي كيفيت پيدا كنند كه الگوهاي سياسي هم زيستي اجتماعي را در جايي كه ما زندگي و مشاركت مي‌كنيم مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين الگو از اين جهت مناسب است كه مسايل مفهومي و عملي شهروندي را از ديدگاه و تجربهء زنان پررنگ مي‌كند و به همين دليل است كه شهروندي اقتصادي اين روزها به عنوان حقوقي كه بايد توسط دولت تضمين شود در رديف اول قرار گرفته است و به عنوان يكي از محدوديت‌هاي ناخوشايند نظام‌هاي سرمايه‌داري است. از ديدگاه سياسي براي توسعهء دموكراسي، شهروندي اقتصادي يك اجبار براي دولت است و چنانچه پيش از اين گفته شد، تجربهء تعلق داشتن به يك اجتماع بستگي به شرايط زندگي افراد متعلق به آن اجتماع دارد. چگونه مي‌توان در صورت امكان منطق حقوق بشر را با منطق بازار كه به نظام‌هاي سرمايه‌داري جهت مي‌دهد وفق داد؟ هم حقوق بشر و هم بازار در هستهء خود داراي افرادي هستند. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه بازار يك موسسهء اقتصادي مشخصا انساني است كه منابع خود را طبق جايگاه اشغال شدهء افراد در جامعه توزيع مي‌كند. دولت كاتاليزور ميان منطق حقوق بشر و منطق بازار است. در يك طرف نظام سرمايه‌داري به افرادي با قابليت توليد و مصرف نياز دارد و از طرف ديگر، شهروندان تمرين حقوق خود را بدون موانع طلب مي‌كنند و اين حقوق شامل حقوق اقتصادي هم مي‌شود. خود دولت‌ها مي‌توانند با كاهش هزينه‌هاي زندگي شهروندان خود به‌ويژه زنان كيفيت زندگي آن‌ها را بالا برده و دسترسي آن‌ها را به حقوق اقتصادي‌شان تسهيل كنند. يك سياست تجاري به منظور برآوردن حقوق كاري زنان لازم است چه خطوط اوليه‌اي را در نظر داشته باشد؟ براي برآوردن حقوق اقتصادي زنان، سياست‌هاي تجاري بايد با توجه و آگاهي به وضع نابرابر و متفاوت زنان در مقام توليد اتخاذ شوند تا بتوان تاثير سرمايه‌گذاري‌ها، معاملات و فعاليت‌هاي تجاري و بازرگاني بر حذف يا ادامه نابرابري در فضاي اقتصادي را مورد ارزيابي قرار داد. وجود معاهدات آزاد تجاري بر زندگي زنان چه اثراتي دارد؟ معاهدات آزاد تجاري مكانيزم‌‌هايي هستند براي روابط تجاري ميان دو يا تعداد بيش‌تري كشور ثبت‌شده تحت چارچوب سازمان تجارت جهاني. هدف اين معاهدات تسهيل كردن و افزايش تعامل تجاري به منظور پويا كردن اقتصاد است. بنابراين جايگاه نابرابر كشورها در سطح بين‌المللي باعث مي‌شود كه قوانين بي‌طرف تجاري در نگاه خود به جنسيت نابرابر شوند و اين در حالي است كه معاهدات تجاري وضع نابرابر كشورها را در سطح ملي در نظر نمي‌گيرند. بايد در نظر داشت كه در اين سطح شكاف جنسيتي ادامه خواهد يافت و در نتيجه الگوهاي توسعهء ملي ايجاد مي‌شود كه شراكت اقتصادي زنان را در درون يا خارج از نظام كار دستمزدي يا ناديده انگاشته يا كم‌تر از حد لازم فرض مي‌كند. هنوز اما تحقيقات كافي روي تاثيرات معاهدات تجاري روي زندگي زنان انجام نشده است و به همين دليل است كه من فكر مي‌كنم جنبش فمنيستي بايد تا حدودي هم در اين زمينه حركت كند تا پاسخ برخي از پرسش‌ها را بيابد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:51  توسط   | 

حجاب زنان: مسئله اول دولتمردان ایران

میترا شجاعى

 

تصاویر و فیلمهایى كه از خیابانهاى تهران در سایتها و وبلاگها منتشر شده نشان از شیوع روشهاى قهرآمیز و توأم با خشونت در مبارزه با پدیده بدحجابى یا دگرپوشى دارد. ظاهرا هرچه حكومت ایران با بحران‌هاى بیشترى در زمینه‌هاى داخلى و بین‌المللى روبرو مىشود، مبارزه با زنان در اشكال مختلف، شكل قهرآمیزترى به خود مى‌گیرد. به نظر مى‌آید زنان، در دسترس‌ترین اهرم براى اعمال فشار بر پیكر جامعه‌اند.

چندی پیش در میدان هفت تیر تهران ماجرایى به وقوع پیوست كه در تاریخ مبارزه با بدحجابى توسط جمهورى اسلامى ایران، اگر نگوییم بى‌سابقه ولى كم‌سابقه بود. زنى كه مشغول فیلمبردارى از صحنه لگد زدن یك پلیس به پاى دختر جوانى بوده مورد حمله نیروهاى انتظامى قرار مىگیرد و ضربات باتوم نیروهاى پلیس سر و صورت او را خونین مىكند. تصویر صورت خونین این زن در حالیكه روسرىاش كاملا از سر افتاده بود در عرض چند ساعت از طریق سایتهاى اینترنتى در سراسر دنیا پخش شد.

انتشار این عكسها در اینترنت، اغلب سایتها و وبلاگهاى فارسى را به عكس‌العمل وا داشت. به طورى كه طرحى با عنوان «فراخوان عمومى براى محكوم كردن توحش» در وبلاگهاى فارسى به راه افتاد. عده‌اى هم پیشنهاد كردند همه كسانى كه این عكسها را دیده‌اند از طریق تلفن ۱۹۷ اعتراض خود را به گوش پلیس تهران برسانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:50  توسط   | 

وضعیت زنان در عراق- تسلط بی قانونی

Jana Frielinghaus

برگردان ناهید جعفرپور

 

وضعیت زنان در عراق از زمان اشغال توسط آمریکا بشدت وخیم تر گشته است. اجرای قوانین اسلامی حتی بخش های کرد نشین عراق را هم به مخاطره انداخته است

اوائل فوریه امسال سازمان زنان برای صلح در عراق فراخوانی علنی نمود و از افکار عمومی جهان تقاضای کمک کرد. در بخش های کرد نشین این کشور طبق پیشنهاد دولت منطقه ای بندی ( بند 7) در اساسنامه وارد می گردد که طبق آن شریعت اسلام بعنوان حقوق رسمی و قانونی اجرائیت می پذیرد. اضافه کردن این بند به قانون اساسی برای زنان تبعیضات و خشونت بیشتری را بدنبال خواهد داشت. بخصوص گروه های قومی و غیر مذهبی و دیگر نهاد های متمدن در معرض مخاطره جدی قرار خواهند گرفت.

این سازمان خواهان قانون اساسی سکولار برای کردستان و حقوق مساوی برای تمامی گروه های انسانی در مجموعه عراق و همچنین خواهان پایان دادن به نژادپرستی جنسیتی شده است. دقیقا نظاره گران غربی و نمایندگان سازمان های غیر دولتی بار ها در سال های گذشته اشاره نموده اند که در تمامی مناطق عراق در باره زنان عقب گرد نشده است و در این بررسی ها وضعییت زنان بخش های کرد نشین را نسبت به وضعیت زنان سایر مناطق دیگر عراق پیشرفته تر ارزیابی نموده اند. سه سال پیش کارین ملدوخ کارشناس عراق در یک کنفرانس مطبوعاتی شورای امنیت زنان آلمانی انتقاد نمود که "گزارش رسانه ها بیان گر پیشرفت هائی نیست که بعد از سقوط رژیم بعث صورت پذیرفته است. خشونت اشغالگران و دیگران را نمی توان با خشونتی که در زمان دیکتاتوری صدام حسین صورت می پذیرفت مقایسه نمود".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:47  توسط   | 

معرفی سازمان «برابری اکنون»‏ کارزار بین‌المللی در حمایت از حرکت‌های خودجوش زنان

گفتگو با جکی هانت

 

 

 

‏جکی هانت وکیل مدافع حقوق بشر و ساکن انگلستان است که دارای سالها تجربه در امر دفاع از حقوق بشر در سطح جهانی از جمله تجربه کار ‏برای «عفو بین‌الملل» است. وی اکنون مدیر دفتر «برابری اکنون»* در لندن است و همچنین مسئولیت پژوهش و ‏سازماندهی کارزارهای این سازمان را بر عهده دارد. جکی هانت عضو هیات مشاورین کمپین «قانون بی ‏سنگسار» نیز است و در انتشار فراخوان اعتراض به سنگسار در مورد کبری نجار** از سوی «برابری اکنون» نقش ‏محوری داشته است. دیدار نزدیک با جکی هانت در 51مین نشست کمیسیون وضعیت زنان سازمان ملل متحد در ‏نیویورک به خاطر شرکت وی در پانلی که برای معرفی کمپین «قانون بی‌سنگسار» برگزار کردیم، انجام شد. از ‏ایشان خواهش کردم گفتگویی داشته باشیم تا سازمان «برابری اکنون» را بیشتر به فارسی زبانان معرفی کنیم.

سهیلا وحدتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:45  توسط   | 

مصاحبه با فمينيست هاى فلسطينى

Naila Ayesh / Rosso

برگردان: ناهيد جعفرپور

 

در تاريخ ۳ نوامبر ۲۰۰۶ سربازان اشغالگر اسرائيلی در شهر کوچک بيت هانون در نوار غزه به سوی صف تظاهرات آرام زنان فمنيست فلسطينی تيراندازی نموده و در نتيجه باعث کشته و زخمی شدن بسياری از تظاهر کنندگان شدند. ميشيله گيورگو از سوی روزنامه چپ ايتاليائی " ايل مانيفستو" به همين مناسبت در تاريخ ۴.۱۱.۲۰۰۶ مصاحبه ای را با فمنيست های فلسطينی و همچنين نيلا آيش مسئول سازمان زنان فمنيست فلسطينی در نوار غزه انجام داد که در زير ملاحظه خواهيد نمود.

در باره نايلا آيش: وی به مانند همسرش بارها به خاطر دلائل سياسی در زندان های اسرائيل محبوس بوده است. نايلا معتقد است که مبارزه ملی در فلسطين زمانی کامل است که با مبارزه برای برابری اجتماعی، سياسی عجين شود.

توضيح ميشله گيورگو: زنان و آتش در نوار غزه. کشته شدن مادر ۴۰ ساله و يک نوجوان که ديروز به همراه صد ها تن ديگر کمک نمودند تا سربازان انتفاذه که از سوی سربازان اسرائيلی در يک مسجد محاصره شده بودند متواری شوند، تاثير بسزائی در روحيه فعالين فلسطينی نهاد. حملات نظامی اسرائيل به شمال نوار غزه باعث شد که سازمان ها و جنبش های زنان که در اثر موج اختلافات ميان سازمان حماس و الفتح از هم دور شده بودند مجددا به هم نزديک شوند. ما در اين باره با نايلا آيش يکی از رهبران قديمی و چهره های معروف جنبش زنان غزه به مصاحبه نشستيم.

سئوال: اين چه معنی دارد که زنان شهر بيت هانون " بعنوان سپری گوشتی” در صحنه ظاهر می شوند تا کسانی را که در مسجد پناه آورده بودند کمک به متواری شدن نمايند؟

جواب: "در اينجا نکته ای وجود دارد که بايد روشن شود زمانی که از " سپر گوشتی” صحبت می کنيم اجازه نداريم در رابطه با افرادی اين واژه را بکار بريم که در مقابل اسلحه دشمن سينه شان را سپر می کنند تا بجای ديگری کشته شوند. زنان هم در اينجا کاری ديگری جز آن کاری که در شرايط وحشتناک ديروز و ماه های قبل بنظرشان درست بود نکردند. آنها به خيابان ها رفتند تا اسرائيلی ها را مجبور به عقب گرد کنند و همسران و برادران و پسران خود را که در مسجد پنهان شده بودند در مقابل دستگير شدن محافظت کنند. در هر حال برای آنها حمله مسلحانه اسرائيلی ها کاملا غير منتظره بود. در واقع اسرائيلی ها با اين کارشان می خواستند زنان را بخاطر اتحاد در دفاع از کشورشان در مقابل حملات نظامی مجازات کنند".

سئوال: آيا زنانی که به خيابان ريختند تنها طرفداران سازمان حماس بودند؟

جواب: نه زنانی که به خيابان ريختند از فراکسيون ها و سازمانها و بسياری زنان ديگر بودند که حتی بسياری از آن ها به سياست هم کاری ندارند اما با توجه به وقايعی که هم اکنون در نوار عزه اتفاق می افتد به هيچ وجه نمی توانند بيتفاوت باشند. من بايد اشاره کنم که رسانه ها اطلاعات نا صحيحی را در اختيار افکار عمومی قرار می دهند. آنها نوشتند و گفتند که زنانی که در بيت هانون به خيابان ها ريختند همه طرفدار حماس بودند زيرا که آنها همه حجاب داشتند اما اين رسانه ها فراموش کردند که بگويند در غزه همه زنان (البته با استثنا هائی) حجاب دارند. حتی آنهائی هم که اصولا اسلامی نيستند و يا در جنبش های اسلامی شرکت ندارند پوشيده هستند و حجاب دارند. در هر حال کسانی که روز پنجشنبه در بيت هانون مورد اصابت تير اسرائيلی ها قرار گرفتند و کشته شدند با قربانی شدن خود کمک نمودند که بسياری از سازمان ها و نهاد ها و جمعيت های زنان فلسطينی فعال تر شوند و مجددا به هم نزديک شوند و در مقابل دشمن واحد در يک جبهه قرار گيرند. ما به اين نزديکی و ائتلاف زنان احتياج داريم زيرا که در حال حاضر اشغال فلسطين فرای بحران سياسی داخلی فلسطين قرار گرفته ومهمترين مشکل فلسطينی ها است. تا زمانی که فشار های ارتش اسرائيل و دولت اسرائيل وجود دارد و تا زمانی که نشانه ای از دولت مستقل و اصولا استقلال فلسطين وجود نداشته باشد کارو فعاليتی که بسياری از سازمانها انجام می دهند تا وضعيت زنان را در غزه و ساير مناطق اشغالی بهبود بخشند هيچگاه نتيجه ای مثبت و روندی پيشرونده نخواهد داشت. رنج ها و شرايط سخت زندگی و مبارزه روزانه و تلاش برای تهيه آذوقه روزانه برای فرزندان اجازه و فرصتی نمی دهند تا بحث معضلات زنان بحثی محوری شود و گسترده و همه گيرشود".

سئوال: شما در باره نزديکی بيشتر ميان فعالين حماس و نيروها و سازمانهای لائيک در شرايط سخت کنونی اشاره کرديد اما شما چه پيشرفت هائی در رابطه با حقوق زنان کرده ايد؟

جواب: پيشرفت هائی شده است. حتی اگر که اختلافات و فاصله ها هنوز بسيار زيادند. اين هم روشن است که اصلا ساده نيست که بتوان با رهبران حماس در باره نقش زنان در خانواده و جامعه به نقطه مشترکی رسيد. اعتقاد داشتن به اين مسئله که در کل زندگی نه تنها يک زن بلکه حتی يک مرد هم بايد تنها به مکتب ها و آموزش های مذهبی پايبند و متوجه باشد فرسنگها از آن چيزی که سال هاست زنان در غزه برايش جنگيده اند فاصله دارد. همزمان اين بحث باز است و از سوی ما و تمامی لائيک ها و مذهبی ها در ضميرمان حک شده است که بايد راه حلی پيدا نمائيم که به نفع تمامی زنان فلسطين باشد".

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:42  توسط   | 

جایگاه جنبش های زنان جهان در شرایط کنونی

ما که هستیم و چه می خواهیم ؟ شما که هستید و چه می خواهید؟

ناهید جعفرپور

 

پاسخ دادن به این سئوال برای یافتن امکانات جدید در باره چکونگی مبارزه سیاسی زنان در شرایط کنونی جهان از اهمیت بسزائی برخوردار است. شرایط بحرانی که ما هر روز در باره آن در رسانه مطلب می خوانیم و یا خود تجریه می کنیم. این هم بسیار مهم است که بدانیم این جنبش زنان نیست که در بحران بسر می برد بلکه این ساختارهای سیاسی کنونی جهانند که در این موقعیت قرار ندارند پاسخی برای مجادلات کنونی پیدا نمایند. بجرئت می توان گفت که جنبش زنان چه در کشور ما و چه در مناطق دیگر جهان موفق ترین بخش جنبش های اجتماعی در طرح معضلات خودو مبارزه در راه رفع این معضلات و نابرابری های همه جانبه بوده و همواره در هر قدم مبارزه به مرحله ای جدید قدم نهاده و می نهند. در واقع اگر برای مثال ما تاریخ 27 ساله کشورمان ایران را مورد مطالعه قرار دهیم در هیچکدام از بخش های اجتماعی این چنین تغییر تحولات مثبت روی نداده است چون در بخش زنان.

فعالان این جنبش برای رسیدن به حقوق خود و همجنسانشان مبارزه می کنند و نقش های قدیمی خویش را مدتهاست که شکسته اند و برای رسیدن به نقش واقعی خود در جامعه و خانواده و پیدا نمودن امکانات جدید برای خود و همجنسانشان مرزهای ساختارهای پدرسالارانه عقب مانده را گذر نموده و در مسیر این مبارزه سخت و پرتلاش برای تغییرات فرهنگی و اجتماعی موثر و رشد خودآگاهی اجتماعی بدنه جامعه در رابطه با معضلات زنان و سایر معضلات اجتماعی قلم ها زده و قدم ها برداشته وگفتار ها به تحریر درآورده اند و دقیقا بحث از اینجا آغاز می شود که نقش فمنیست ها در این جدال نابرابر میان جهل و خودآگاهی و میان مناسبات پوسیده مردسالارانه و برابری اجتماعی ، حقوقی ، سیاسی تمامی انسانها جدا از جنس ، رنگ ، نژاد و زبان و ...... از درجه اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. با زبان دیگر در جهان نئولیبرالی کنونی که زنان قربانیان اصلی می باشند و فقر چهره ای کاملا زنانه دارد و.... نقش فمنیست ها و دقیقا اهمیت تلاش فمنیست ها بسیار برجسته است و تا زمانی که سیستم سرمایه داری پدرسالارانه وجود دارد و حتی فرای آن تا زمانی که پدرسالاری فرهنگی در تاروپود تک تک اعضای جوامع بخصوص جوامع جنوب جهان به قوت خود باقی است حتی بعد از گذر از سیستم سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم، نقش فمنیست ها در توضیح تبعیضات جنسیتی پر اهمیت خواهد بود. از سوی دیگر مبارزه بر علیه تبعیضات جنسیتی تنها برای برآورده کردن علائق زنان بعنوان گروه خاص اجتماعی انجام نمی پذیرد بلکه همچنین به مشکلات اجتماعی چون محیط زیست ، اقتصاد و فرهنگ هم ربط پیدا می کند. ایده های سیاسی زنان برای برقراری جهانی دیگرو جستجوی آنها در مبارزه عملی بدنبال ایده هائی برای هم زیستی مسالمت آمیز و عدالتمند انسانهای بر روی کره خاکی از شاخص های جنبش نوین زنان در ایران و جهان است. مبارزه زنان برای جهانی دیگر مبارزه قدرتی با مردان نیست در واقع هرگز هدف این نبوده و نیست و متاسفم که بسیاری از مردان مبارزه ما زنان را چنین برای خود تجزیه و تحلیل می کنند. ما جهانی دیگر را تنها برای زنان نمی خواهیم بلکه همانطور که اشاره نمودم و بسیاری در صد ها مقاله اشاره نموده اند این مبارزه برای زندگی بهتر و جهانی دیگر عاری از هر گونه تبعیضی برای همه است. موضع بر سر جامعه ای است که در آن زنان نه تنها باید به لحاظ حقوقی با سایر اعضای جامعه برابر باشند بلکه از ابزار های برابر برخوردار باشند تا بدین وسیله بتوانند از توانائی های خود بلفعل و بلقوه استفاده کنند و همه جانبه بر روی جامعه تاثیر مثبت بگذارند. ادبیات تا کنونی به تحریر درآمده جنبش های زنان در اقصا نقاط جهان و کتوب به تحریر درآمده از سوی فعالین جنبش های فمنیستی جهان بخوبی نشان داده اند که زنان برای مشکلات اجتماعی جوامع پاسخ های مشخص دارند. دقیقا فمنیسم به مشکلات جهان فارغ ازتفاوت های جنسیتی می نگرد در حالیکه سیسم سرمایه داری پدرسالارانه و مناسبات زن ستیز فرهنگی غالب بر جوامع کنونی بخصوص جوامع جنوب جهان در تمامی معادلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و هر آنجا که منفعتشان حکم می کند در ابتدا زنان را به زیر تیغ استثمار و فشار و تبعیض می کشانند. درجه منفعت کنسرن های سرمایه داری و کلا سیستم جهانی سازی نئولیبرالی به درجه شرکت هر چه وسیع تر نیروی کار مفت و مجانی زنان وابسته است و درجه قدرت و " تعصب و غیرت و ناموس" بنیادگرایان و متحجرین به کم و زیاد شدن پوشش زنان و پایمال کردن حقوق انسانی آنان وابسته است. از سوی دیگر مهمترین کشف جنبش های زنان در واقع مفهوم آزادی از منظر زنانه است. به این معنی که هیچ جامعه ای به آزادی و دمکراسی نخواهد رسید مگر اینکه تبعیضات جنسیتی در آن جامعه حل شده باشد. برای رسیدن به یک چنین جامعه ای همچنین باید در مغز های تک تک افراد ذکورآن جامعه خانه تکانی شود و به این درک برسد که زن بودن و آزاد بودن دو مقوله جدا از هم نیست و لازم و ملزوم همدیگرند. در طول صدها سال فرهنگ پدر سالاری این جمله در مغز ها ی بسیاری خانه کرده است که " با وجودیکه زن است این کار را انجام می دهد". گوئی که زن بودن نوعی نقص عضو است. متاسفانه مسئله زنان همواره چون همیشه برای تمامی اپوزیسیون صاحب بدیل مردانه مخالف سیستم جهانی سازی نئولیبرالی و مخالف ارتجاع و بنیادگرائی هم بحثی است که از الویتی درجه چندم برخوردار است و تنها یک بار در سال برجسته می شود و کلا امری است که بخود زنان سپرده می شود. در حالیکه همانطور که گفته شد جهانی سازی نئولیبرالی بر پایه جنگها و بر گرده زنان استوار است و بزرگترین منفعتش در براه اندازی جنگ ها( که قرباتی مستقیمش زنانند) و استثمار مفت و مجانی از نیروی کار زنان است و بنیادگرایان هم که حسابشان معلوم است. پس بنابراین مبارزه برای رفع ستم و تبعیض از زنان پیش شرط مبارزه با جهانی سازی نئولیبرالی و پیاده کردن دمکراسی پایه ای و اولین شرط برای مبارزه با بنیادگرائی است. برای رسیدن به جهانی دیگر مرئی کردن موجودیت نامرئی زنان و اهمیت دادن به مبارزه آنان و بحث گسترده در باره این مبحث و..... از اولین پیش شرط ها و کلا پیشرط مهم برای هر مبارزه آزادیخواهانه و مهمترین قدم برای رسیدن به عدالت اجتماعی است

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 23:40  توسط   | 

خانگی شدن بازار کار

چند سال بعد از قانون هارتس 4 . کار غیر مزدی با کار ساعتی یک یورو و شیوه کلاسیک بخش تولید خانگی مجددا گسترش یافته است.

Irina Vellay

 ژانویه 2007

برگردان ناهید جعفرپور

در باره نویسنده: ایرنا ولای ( نجار، مهندس ) در باره کار غیر مزدی و توسعه دولت تحقیق نموده است . وی یکی از نویسندگان کار تحقیقی "کار خانگی در بخش همگانی؟ " است که در سال 2006 در دورتموند علنی گشت.

از اول ژانویه 2005 در سرتاسر آلمان کار ساعتی 1 یورو طبق قانون هارتس 4 به اجرا در آمد. هدف این قانون ظاهرا وارد کردن افراد کم بنیه و غیر متخصص به بازار کار و کسب تجربه است. در کار تحقیقی ایرنا ولای و ولفگانگ ریچتر و دیگران به این مشگل پرداخته می شود که آیا این هدف تا کنون به انجام رسیده است؟ ایرنا در تحقیق دیگری تحت عنوان " کار ساعتی یک یورو" که بخش اول آن در اینجا علنی می شود به این نتیجه می رسد که نه تنها کار ساعتی 1 یورو باعث نمی شود که انسانها از تخصصی برخوردار شوند و در مناسبات کاری بازار کار قرار گیرند بلکه هدف بیشتر انداختن وظیفه کار های بخش خدماتی آنهم به طور مفت و مجانی بدوش بیکاران و افراد کم بنیه جامعه و در نهایت صرفه جوئی در هزینه های دولت است. ( در بخش مراقبت از سالمندان، تمیز کردن پارک ها و مکان های عمومی و... ).

در بخش دوم این مقاله خواهیم دید که چگونه با کار ساعتی یک یورو "دولت رفاه" جای خود را به مناسباتی می دهد که در آن برای حفظ موجودیت خدمات اجتماعی به سطح حداقل زندگی، انسانها موظفند کار مجانی کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:37  توسط   | 

تاثیر جنگ ها بر زندگی زنان جنوب جهان

ناهید جعفرپور

 

محافظت از صلح جهانی و امنیت بین المللی وظیفه مهمی است که در اولین منشور جامعه بین الملل در 26 یونی 1945 قید گردیده است. اما همین جامعه بین الملل همواره از این وظیفه فرسنگها فاصله داشته است و نتوانسته است چه جوامع کنونی و چه جوامع آیندگان را در مقابل آتش این جنگها محافظت نماید. زیرا که با وجود تمامی این خواست های زیبای منشور جهانی ، وحشت روزمره زنان در اثر بروزجنگ ها و جنگ های داخلی روزبه روز افزایش یافته و زنان و کودکان بیشتری به طرق مختلف جان و زندگی و موجودیت خویش را بخصوص در کشور های جنوب جهان از دست داده و می دهند. 

در واقع جنگها توسعه جوامع را که برای تساوی حقوقی و اجتماعی زنان امری مهم است بلوکه نموده و زنان را به عنوان قربانیان اصلی بی دفاع این جوامع به مسلخ نیستی و تاریکی رهسپار می سازند.

روزانه در اثر این جنگها تنها در حدود هزاران زن و کودک در سطح جهان در اثر گرسنگی ، کمبود آب و بیماری های رایج ناشی از این جنگها جان خود را از دست داده و می دهند.

در واقع برای اینکه جهانی سازی بعنوان قدرتی مطلق عمل نماید دستهای نامرئی بازارهای جهانی به مشت های مرئی نیروهای نظامی قدرت های جهان بخصوص آمریکا نیازمند است.

برای ادامه کاری روند جهانی سازی وتلاش برای خصوصی سازی تمامی ملزومات زندگی و ادامه زندگی انسانها از تامین آب آشامیدنی گرفته تا آموزش و بهداشت و.... و در حقیقت نیاز برای بلعیدن هر چه بیشتر منفعت ممکنه جنگها صورت می پذیرند. سالانه در جهان بیش از 200 میلیون انسان به زیر خط فقر پرتاب شده و مجبور می شوند با روزی کمتر از یک دلار به زندگی خود ادامه دهند.

برای ساخت تسلیحاتی که در این جنگها بکار گرفته می شوند احتیاج به ذخایری است که طبیعتا می بایست در جهت زندگی صلح آمیز و توسعه شرافتمندانه  زندگی انسانهای این کره خاکی بکار گرفته شوند و از این طریق صلح و  توسعه و مساوات و عدالت اجتماعی مدفون می گردند و تنها به واژه هائی تبدیل می شوند که صفحات منشور های جهانی را بی محتوا مزین می سازند.

در واقع جنگ ها و جنگ های داخلی بیانگرخدجه دار نمودن سیستماتیک حقوق بشر در شکل شکنجه و رفتار های غیر انسانی و متوحشانه واعدام انسانهای مختلف در شکل نژاد پرستی ، عدم تفاهم ، فقر و زیر پا نهادن حقوق مدنی انسانها است.

اگر به تاریخ اخیر کشورهائی چون کشورهای آفریقائی ، کشورهای خاور نزدیک و میانه بطور مشخص افغانستان ، عراق ، لبنان و فلسطین و.... نگاهی کوتاه بیافکنیم به این حقیقت تلخ دست خواهیم یافت که این جنگها پیامدهای وحشتناک طولانی مدتی را بر روی جوامع این کشور ها فرود آورده است که برای مثال می توان از وجود بیش از 120 میلیون مین های زمینی پنهان در خاک این مناطق و هم چنین تاثیر مخرب اشعه های پنهان و مواد شیمیائی در خاک و هوا و آب ناشی از تسلیحات بکار برده شده در این جنگ ها  نام برد. مین هائی که تا کنون باعث مرگ و ناقص شدن میلیونها کودکی بوده اند که بر روی این زمین ها در حال حرکت و بازی بوده اند. عکس ها و فیلم های سازمان های دفاع از حقوق کودکان که همین اخیرا در رسانه های تصویری کشورهای اروپائی پخش شده اند گویای این جنایات فجیع می باشند.

دراین جنگ ها ازتسلیحات بزرگ و کوچکی استفاده شده است که در تاریخ بشری بیسابقه می باشند. تسلیحات اتمی، بیولوژی ، شیمی و... باید توجه نمود که تنها بکار بردن تسلیحات باعث مرگ انسانها نخواهد شد بلکه نگهداری این تسلیحات مخرب در پایگاه ها و انبار ها هم زیان های فراوان برای زندگی آینده انسانها خواهد داشت. زیرا که مواد اولیه و ذخایری که برای ساخت و خرید این تسلیحات استفاده می شوند می بایست برای تغذیه، مسکن ، آب آشامیدنی و زندگی ای شرافتندانه انسانی بکار گرفته شوند و نبود این ذخایر موجودیت انسانها را در مخاطره ای جدی قرار می دهد.

در سرتاسر جهان انسانها در اثر جنگ ها و اختلافات خشونت بار ، ترور، اسارت و اشغال در رنج و عذابند و بیشتر از همه این عذاب ها کاراکتری جنسیتی داشته و زنان و دختران بیشماری را در آتش خویش ذوب می نماید. شرف انسانی زنانه در حال حاضر تحت اختلافات اشغالگرانه و اختلافات قومی و گروهی و مذهبی مورد هدف های حمله جویانه و تاکتیک های ترورآمیزقرار گرفته است. در اثر تجاوزات جنسی سیستماتیک ، برده داری سکسیستی، بارداری های اجباری وتمامی اشکال دیگر خشونت های جنسی بر علیه زنان شرف انسانی زنان روز بروز پایمال تر می گردد و نیست و نابود می شود و مجرمین امپریالیستی و بنیادگرا هر دو چون همیشه در آزادی به تکرار خشونت های خویش ادامه می دهند.

. در حالیکه در پیمان ژنو سال 1949 و پروتکل های الحاقی آن در جهت امنیت افراد غیرنظامی در مناطق جنگی آمده است که زنان بخصوص در برابر حمله به شرف انسانی شان و از همه مهمتر در برابر خوار شدن و رفتار غیر انسانی بر علیه آنان ، تجاوز و کشیده شدن به فحشا و هر گونه رفتار خشونت بار دیگر محافظت می گردند، اما ما شاهد هستیم که در اثر کار برد خشونت های جنسی از سوی جنگ افروزان اشغالگر و گروه های افراطی اسلامی حقوق انسانی ملت ها و افراد غیر نظامی و بخصوص زنان چگونه بطوری سیستماتیک پایمال می شود.

از اشکال دیگر شکنجه زنان در هنگام جنگ ها استفاده از شکنجه بر علیه افراد خانواده زنان و تجاوزات جنسی وحتی بقتل رساندن فرزندان در پیش روی  مادران است. در تاریخ 27 فوریه 2002 سازمان حقوق بشر با زن سی ساله از بلخ که به او و دخترانش توسط سربازان آمریکائی تجاوز جنسی شده است مصاحبه ای دارد بر این مبنی: سربازان زنان و دختران را به اطاقی دیگر بردند و سپس شروع کردند با دختر 14 ساله من ور رفتن. او گریه می کرد و التماس می کرد که کاری با او نداشته باشند زیرا که او هنوز بکارت دارد. اما سربازی وی را با هفت تیرش تهدید کرد و گفت اگر لخت نشود کشته میشود. یک بار به او تجاوز کردند.بعد سربازان از اطاق بیرون رفتند و سربازان دیگر وارد اطاق شدند. 5 بار به من تجاوز شد.  سپس آنها به دختر 12 ساله من حمله کردند و خواستند به او تجاوز کنند اما من خودم را بین آنها قرار داده و تلاش می کردم از دخترم محافظت کنم . آنها هم مرا می زدند و هم دخترم را. ما گریه می کردیم و التماس می کردیم. سردسته  آنها می گفت شما از افراد طالبان هستید و حقتان است. من در باره آینده دخترانم نگرانم چون کسی دیگر با آنان ازدواج نمی کند".

همانطور که گفته شد خطر طولانی مدتی که این جنگ ها برای توسعه و صلح و بخصوص زندگی زنان و کودکان بهمراه دارد همانا اثرات مرگبار پخش 100 میلیون مین های کوچک در پهنه 64 کشور جهان است که انفجار آنها باعث معلولیت های مختلف جسمی و مرگ کسانی است که به هیچ وجه با این جنگ ها رابطه ای ندارند. این مین ها اکثرا در راه ها و زمین های زراعی مدفونند. زمین هائی که میبایست محل کشت مواد غذائی برای زنده بودن انسانها باشد و نه تولید گر مرگ و نیستی.

به لحاظ وحشیانه بودن جنگ های بسیار که در زمان دولت صدام حسین اتفاق افتاد ، خشونت بر علیه زنان در عراق هیچگاه جدی گرفته نشد.  تا به امروز هم زنان عراقی در مفقود شدن های گسترده افراد ذکور خانواده شان به لحاظ فشار های سیاسی رنج می برند. در همان آغاز جنگ ایران/عراق هزاران نفر از مردم کرد و غیر کرد عراقی دستگیر گردیدند. تقریبا در اواخر جنگ در حدود ده ها هزار کرد زن و مرد به قتل رسیدند و در حدود 4000 دهکده کرد نشین منهدم شدند و در حمله شیمیائی به شهر حلبچه نزدیک 5000 نفر زن و مرد و کودک کشته شدند و هزاران نفر زخمی گردیدند.

با اشغال عراق از سوی اشغالگران و براندازی رژیم صدام حسین نه تنها شرایط زندگی زنان عراقی بهتر نشد بلکه تازه آغاز خشونتی همه جانبه بر علیه مردم و بخصوص زنان عراقی آغاز گشت.

سازمان حقوق بشر گزارش می دهد که تا کنون دولت عراق هیچگونه حرکتی در جهت حفظ جان زنان در عراق ننموده است و از آغاز جنگ تا کنون خشونت بر علیه زنان بشدت افزایش یافته است. بسیاری از زنان و دختران در عراق از ترس تجاوز و قتل و زن ربائی  خانه های خویش را ترک نمی کنند.

در این مدت همچنین تعداد گروه های افراطی هم رشد نموده است و بسیاری از آنان زنان را تهدید می کنند که چرا شئونات اسلامی را در رابطه با پوشش خود رعایت نمی کنند و یا چرا از حقوق خویش دفاع می نمایند. در این چند سال اخیر بسیاری از فعالین زنان در عراق یا مفقود شده اند و یا تهدید به مرگ گشته اند. طبق گزارش سازمان حقوق بشر زنان بصره از سوی گروه های اسلامی تهدید شده اند که اگر حجاب خود را رعایت نکنند فرجام خوبی نخواهند داشت.

سازمان حقوق بشر همچنین اظهار نگرانی نموده است که رشد این اختلافات و فشار ناشی از آن و ناامنی موجود در عراق به رشد خشونت های پی در پی علیه زنان و خانواده های این کشور خواهد انجامید.

با بررسی توسعه جنگ ها در مناطق دیگری چون اسرائیل و مناطق اشغالی همین تهدیدات بر علیه زنان به شدت قابل مشاهده است. از زمان آغاز اولین انتفاضه خشونتی گسترده علیه زنان فلسطینی در حال رشد بوده و می باشد. خشونت علنی ارتش اسرائیل علیه زنان فلسطینی و همچنین به موازات آن خشونت بر علیه زنان در خانواده فلسطینی از سطحی بالا برخوردار است.

لذا نظامی گری گسترده در عراق و کشور های دیگر منطقه امنیت زندگی زنان  را دچار مخاطره ای جدی نموده است. خشونت و بخصوص خشونت جنسیتی به هیچ وجه محصول جانبی این نظامی گری ها نبوده بلکه برعکس علامت مشخصه آن است.

زنان همچنین کارگران تعمیر کار مفت و مجانی اجتماعات به هنگام جنگ ها می باشند. زنانی که در مخروبه های خانه های ویران شده با دست های خالی سنگ و گل ها را کنار می زنند تا از سوئی اجساد خانواده خویش را بیابند و از سوی دیگر تکه هائی از یادگاری های زندگی خویش و خانواده شان را بدست آوردند و در نهایت سرپناهی در این مخروبه ها برای خویش جستجو نمایند. آنان در نقش پرستار بیمارستان ها بر بالین مجروحین جنگی قطره قطره آب می شوند و دستان لرزانشان را از روی محبت بر روی زخمهای ریش ریش مجروحین می نهند و بعنوان پزشک  زخمهائی را مداوا می کنند که به هیچ وجه مسئول به وجود آوردنش نیستند. بله زنان آسیب دیدگان و قربانیان جنگ هائی هستند که به هیچ وجه در شروع و ادامه و پایان آن نقشی نداشته و ندارند. جنگ های انهدامی که بخاطر منافع اقتصادی قدرتمندان جهان از طریق قدرت تسلیحات مخرب کنسرن های تسلیحاتی انجام می پذیرند. 

و بقول خانم آروندا روی " کلماتی چون آزادی و دمکراسی در این فاصله ما را چون رگباری بر پشتمان دنبال می کند".

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 23:36  توسط   |