خشونت عليه زنان در افغانستان
زنان در افغانستان در سراسر دورة زندگی شان چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج تحمل شکل های گوناگون از خشونت جنسيتی می شوند.
1. قبل از ازدواج : خشونت افراد ذکور در خانواده های افغانی برای فرزندان دختر اصل پذيرفته شده ای است، در غياب پدر، ساير افراد ذکور (مانند برادر، کاکا، و حتی شوهر خواهر) خود را مجاز ميدانند که در امور دختران خانواده مداخله کنند و با اعمال خشونت به اصطلاح آنها را سر جای خود شان بنشانند، جايی که برای دختران در ذهنيت افراد ذکور خانواده تعيين شده و ريشه های هزاران ساله دارد. فضای بسته خانه است نگاه فراد خانواده به فرزندان پسر، با آنچه در مورد دختران گفته شده متفاوت است و در نتيجه فضای خانه پدری برای رشد شخصيت و اعتماد به نفس پسران و ايجاد روحيه جاه طلبی و مبارزه جويی در آنها مناسب است. پسران نوجوان تمام طبقات اجتماعی می توانند در هر ساعتی فراغت شان را با همسالان خود بگذرانند. درين فلمرو گسترده است که پسران زندگی اجتماعی را در مجموعه ای. مبارزه، رقابت، جاه طلبی، دوستی، جنگ و صلح می آموزند و آنرا توشة راه ورد به عرصة اجتماعی در سن جوانی قرار می دهند اين قلمرو وسيع آزادی، در انحصار پسران است. متاسفانه دختران افغان ازين نوع آزادی ها محروم اند و ديگر اينکه فرزندان دختر، در همسر گزينی نيز همواره در معرض خشونت افراد ذکور و حتی اناث خانواده قرار دارند و به ويژه در خانواده های که فقر اقتصادی بافقر فرهنگی، يا هر دو غالب است. فرزندان دختر اولين و در دسترس ترين نشانه های هستند که هدف قرار می گيرند. به سخن ديگر در چنين شرايطی که دختران زودتر از پسران قربانی می شوند و در معرض ازدواج اجباری قرار ميگيرند. در مواردی دخترها را برای بهبود موقعيت مالی خانواده، در سنين کودکی به افراد سالخورده شوهر می دهند و شيربها ميگيرند و در موارد ديگر آنها را نيز نان خور و مصرف کننده می دانند و به اولين خواستگاری که به در خانه مي آيد. به اجبار شوهر می دهند. کم نيستند دخترانی که برای گريز از زناشوئی اجباری دست به خودکشی می زنند در اکثر موارد هم که دختر به زناشويی اجباری تن می دهد. زندگی نکبت باری را تحمل می کند که در برخی موارد با فاجحه پايان می يابد و بعضاً دختران جوان برای فرار از ازدواج اجباری با مرد دلخواه خود دست به اقداماتی از قبيل فرار از خانه می زنند که اين راه حل نيز، دختران را با انواع ديگری از خشونت مواجه می سازد که به مراتب تلخ تر و مصيبت بارتر از زناشويی تحميلی است.
2. بعد از ازدواج : رياست مرد بر خانواده و قدرت وسيع که قانون و عرف به او اهدا کرده، زمينه ساز اعمال خشونت عليه زنان در محيط خانواده است در افغانستان هنوز مرد را زنان آور خانواده می شناسند و هر چند بر شمار زنان نان آور و حتی سرپرست خانواده افزوده شده اين تصور عمومی همچنان باقی است. مرد در مقام رئيس و نان آور خانواده برای خود اختيارات وسيع قايل است و زمينه های فرهنگی، سياسی، و اجتماعی جامعه نيز بر آنها مهر تأييد می زند. بنابر اين در مواردی که مرد احساس کند شالوده قدرت انحصاری و رياستش مورد تهديد است. دست به خشونت جسمی و روانی می زند. بری زن محدوديت مالی ايجاد می کند و با استفاده از اختيارات مطلقه خود روابط او را با اقارب و دوستان و افراد خانواده کنترول می کند به حدی که می تواند عملاً زن را در خانه اش زندانی کند تاکيد بر ازدواج اجباری فرزندان دختر، بخصوص زير سنين رشد نيز يکی از خشونت های است که مرد در مقام رياست بر خانواده افراد اناث زير اقتدار خود اعمال می دارد.
بطور کلی رياست بی قيد شرط مرد در خانواده به صورت تهديد، ناسزاگويی، تحقير، سيلی زدن، کنترول رفت و آمد های دوستانه و خانوادگی ايجاد محدوديت مالی و تأکيد بر ازدواج اجباری ظاهر شود که آثار زيانبار روانی، جسمی و اجتماعی فراوانی بر زنان و دختران بر جا می گذارد.
زنان افغان رفتار خشونت آميز شوهر را تا حدودی تحمل می کنند و تنها در مواردی که کارد به استخوان شان می رسد، نسبت به آن معترض می شوند. سيلی زدن شوهر تقريباً عرف پذيرفته شده ای است که فقط حد و مرز آن تابع ساختار فرهنگی افراد خانواده ها و طبقات گوناگون اجتماعی و بافت فرهنگی محلی است.
بسيار مشاهده کرده ايم که وقتی زنی سفرة دل خود را در برابر قاضی می گشايد شنونده در پاسخ می گويد "خواهرم برای اين حرف های پيش پا افتاده آشوب برپا نکن بالاخره هر چه باشد شوهرات است. يعنی در واقع به فرمان عرف و عادت است که زن بايد بسوزد و بسازد. بنابرين در مواردی نادری هم که نسبت به خشونت شوهر رسماً معترض شده در مراجع قضايی کشور طرح شکايت می کنند، به نتايج سودمندی دست نمی يابند حتی اگر زن نسبت به رفتار خشونت بار شوهر اعتراض کند و به مراجع فضائی پناه ببرد، شوهر در جريان مراجعات مکرر به مراجع قضائی با نارسائی ها و کيفيت اجرائی قانون آشنا می شود و در می يابد که می تواند بی ترس از قانون نسبت به زنش اعمال خشونت کند.
انواع خشونت عليه زنان : رفتار خشونت آميز و ناشايسته توسط افرادی که دارای قدرت بيشتری هستند نسبت به افراد زيردست اعمال ميشود. اين بدان معنی است که صاحبان قدرت می خواهند با وسيله خشونت قدرت خود را حفظ کنند با اين حال ميتوان از خشونت عليه زنان يک تعريف کلی ارائه داد.
خشونت عبارت است: هر گونه عمل خشونت آميز مبتنی بر جنسيت که منجر به آسيب، يا رنج جسمانی، جنسی يا روانی شود. تهديد به ايجاد محروميت و محدود ساختن آزادی فردی و اجتماعی در محيط زندگی شخصی.
1. خشونت جسمی : خشونت جسمی عليه زنان به شيوه های گوناگون انجام ميشود از سيلی زدن گرفته، تا شکنجه کردن و قتل را در بر می گيرد و لت و کوب های که باعث شکسته شدن اعضاء، پارگی ها، زخم ها، بريدگی ها، کبودی ها، عدم توانائی در وضع حمل، سقط چنين و مرگ زن در اثر آسيب های جسمی ميگردد.
خشونت در خانواده در سال های اخير مورد توجه زياد قرار گرفته است زن آزاری از موارد شناخته شده خشونت در خانواده محسوب شود. زنانيکه توسط همسران شان مورد لت وکوب قرار ميگيرند و يا مردانی که همسران شانرا سيلی می زنند اکثراً زمينه های اجتماعی مشابهی دارند و اکثراً در دوران کودکی خشونت های خانوادگی را تجربه کرده اند و بيشتر متعلق به خانواده هايی هستند که پدر خشن داشته اند بنابر اين در بزرگسالی، پسرها رفتار پدرانشان را و دخترها رفتار مادران شانرا تقليد ميکنند و زن آزاری اکثراً در خانواده های صورت ميگيرد که در آنها مرد سالاری حکمفرما بوده است.
2. خشونت روانی : که اين گونه خشونت متاسفأنه در اکثر خانواده ها در افغانستان رايج است. رفتاری خشونت آميزی است که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار می کند. اين رفتار به صورت انتقاد ناروا، بد زبانی، تمسخر، توهين، فحش گفتن، طعنه دادن، تحديد های مداوم به طلاق يا ازدواج مجدد کردن اعمال ميشود که باعث از بين رفتن اعتماد به نفس، انواع افسردگی ها، گريز از مشارکت در امور اجتماعی، عدم موفقيت اطفال در تحصيل، عدم کار آيی زن در محيط کار، پناه بردن، به انواع دواهای روانی، مواد مخدر، از دست دادن استعداد ذاتی زن، دست زدن به خودکشی و از دست دادن اعتبار اجتماعی و خانوادگی ميگردد.
3. خشونت مالی : در افغانستان عموماً زنان به استثنايی زنان کارمند، نيروی کار بدون مزد هستند آنان دسترسی به منابع اقتصادی ندارند، به همين دليل تا آخر عمر کاملاً وابسته به مرد خانواده يا افراد ذکور باقی می مانند افراد ذکور خانواده کلی زنان را از حق ميراث خود محروم می کنند. برخی از زنان بعد از ازدواج از طرف شوهران شان اجازه فعاليت خارج از منزل برايشان داده نميشود.
در جامعه افغانستان که اکثر زنان سواد خواندن و نوشتن يا تجربه سرمايه گذاری را ندارد اين محروميت وسيله ايست برای تشديد وابستگی آنان به مردی که با او زندگی می کنند و اکثر قربانی خواسته های فزايندة همان مرد ميشوند.
و ، زن بعد از طلاق، هيچ حقی بر سرمايه افزوده شده زندگی مرد در دوران زندگی مشترک شان ندارند و در سيستم حقوقی افغانستان شريک اموال همسرش نيست عدم استقلال مالی زن، زمينة خشونت را گسترده تر می کند. هر قدر يک خانواده استقلال چه مالی چه شخصيتی داشته باشند کمتر به ديگران اتکا ميکند و کمتر دچار خشونت ميگردند.
4. خشونت سياسی، خشونت سياسی، با عملکرد دولت، عليه زنان اعمال ميشود. اين خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان، در قانون گذاری انعکاس می يابد. و به صورت عدم پشتيبانی از برابری حقوق زن و مرد در سياست گذاری ظاهر ميشود.
1. ريشه خشونت در قوانين ما:
در قوانين افغانستان مادة خاصی برای حمايت از زنان در برابر خشونت افراد ذکور خانواده مشاهده نمی شود. که به طور مشخص رفتار خشونت بار مرد را چه فزيکی چه روانی جرم شمرده باشد. و يا اصولاً خشونت را تعريف کرده باشد. به طور کلی، ضرب جرح، از جمله جرايمی است مقنن افغانی مجازات های راجع به ان را در شکل عمومی مطرح کرده و به خشونت عليه زنان در فاميل به طور خاص نپرداخته هکذا در مورد خشونت روحی و روانی هم مادر قانون چيزی نداريم قانون بخصوص در مورد خشونت روانی ساکت است.
که در حقوق فاميل افغانستان تعدد زوجات برای مردان اجازه داده شده که موضوع تعدد زوجات در ماده (86) جلد اول قانون مدنی "حقوق فاميل" چنين صراحت دارد مرد تحت شرايط آتی می تواند بيش از يک زن داشته باشد.
1. در حالتيکه خوف عدم عدالت بين زوجات موجود نباشد.
2. در حالتيکه شخص کفايت مالی برای تأمين زوجات از قبيل غذا، لباس، مسکن و تداوی مناسب را دارا باشد.
3. در حالتيکه مصلحت مشروع، مانند عقيم بودن زوجه اولی و يا مصاب بودن وی به امراض صعب العلاج.
متاسفانه مقنن برای محدود ساختن اين حق تدابيری مد نظر نگرفته مرجع با صلاحيت وجود ندارد که قدرت مالی و امکانات مرد را برای اجراء عدالت کافی تشخيص بدهد و عقيم بودن همسر اول مرد را تثبيت کند.
هرگاه مرد بدون رعايت شرايط پيشبينی شده ماده ( 86 ) قانون مدنی در مورد تعدد زوجات زن دوم را در قيد نکاج خود بياورد. برای شوهر خاطی مجازات معين تعين نشده بناً ماده متذکره هيچگونه ضمانت اجرائی ندارد که اين موضوع نوع خشونت را عليه زن رواج ميدهد.
به منظور تخفيف خشونت در درجه اول بايد بازنگری عميق در قوانين ما شود هم در قانون جزا و هم در قانون مدنی بخصوص جلد اول قانون مدنی که مربوط حقوق فاميل است.
بازنگری در قانون تنها زمانی امکان پذير است که ديدگاه مقنن تغيير کند تا زمانيکه زن از ديدگاه مقنن ما جنس دوم محسوب ميشود بازنگری قانون نيز از حد اصلاحات جزئی و کم اهميت فراتر نميرود. مقنن بايد اساس زندگی زناشوئی را بر مشارکت زن و مرد قرار دهد.
2. خشونت در فرهنگ شفاهی ما
علاو بر آداب و رسومی که مهر تائيد بر رفتار خشونت آميز عليه زنان و دختران ميزند. اصطلاحات و ضرب المثل های که در فرهنگ شفاهی ما رايج است. دهان به دهان می چرخد نيز حامل پيام خشونت و توهين تحقير نسبت به زنان و تشويق مردان به انجام آن است مثلاً ميگويند دختر با لباس سفيد به خانه شوهر می رود. با کفن سفيد از خانه شوهر بيرون ميشود.
در مجموع فرهنگ افغانی حفظ ارزش ها و شرافت زن را در اين می دانند که تحت هر شرايطی زناشوئی را بپذيرد و به گسيختن آن اقدام نکند.
عوامل خشونت
مسلط بودن رسم و رواج های غير پسنديده چون ازدواج های اجباری در سنين مختلف بد، بدل دادن، تعدد زوجات، تبادله زنان در مقابل اجناس و اموال، خريد و فروش زنان به شکل برده، زندگی مشترک با فاميل شوهر، از ديار اطفال، حجم زياد کار، دادن دختر بقسم نزرانه، مقصر شمردن زنان در بوجود آمدن تولد زياد دختران در خانواده
- فرهنگ مرد سالاری که در جامعه ما در مفکوره و خيال مرد ريشه در آينده است.
- عدم سطح آگاهی و درک عمومی زنان از حقوق شان.
- نداشتن استقلال اقتصادی زنان باوجود آنکه در بدست آوردن عايد در پهلوی مرد زحمات را متحمل ميگردند.
- نداشتن سواد يا کم سوادی.
- عدم آگاهی مردان از حقوق زنان.
- سوء استفاده از اصول احکام دين مقدس اسلام عليه حقوق زنان.
- فيصله جرگه های قومی در مورد زنان يکی از عوامل خشونت عليه زنان در بعضی نقاط افغانستان "بد دادن".
- تاثيرات ناگوار جنگ های خونين.
- بيکاری مردان و فقر اقتصادی در خانواده.
- معتاد بودن مردان به مواد مخدره و مشروبات نشه آور.
- محروم شمردن زنان از ميراث.
- ميراث قرار دادن زنان بيوه و مانع شدن ازدواج آنها به خواهش خودشان . در بعضي نقاط افغانستان .
- موجوديت ريشه خشونت در قوانين و غير مسلکي بودن اکثر قضات افغانستان .
- پايان بودن موقف اجتماعي زنان و حاکميت سلاح و موجوديت سلاح بدست افراد غيرمسئول
نتايج و پيامد هاي خشونت هاي خانواده گي
- خودسوزي و خودکشي به انواع مختلف
- قتل زنان بشکل نامرئي و فجيع از طريق خانواده شوهر ، فاميل پدر و اقوام .
- از دست دادن عزت و کرامت انساني در اجتماع و احساس کم نگري بخود .
- تاثيرات منفي بالاي صحت و سلامتي جسمي ، رواني و دفاعي زنان .
- طلاق ، در بدري ، بي سرنوشتي و فقر اقتصادي .
- فرار از منزل خواه بشکل خواسته يا ناخواسته ( انحراف و فريب خوردن )
- تاثيرات منفي خشونت بالاي صحت و روان اطفال در خانواده .
- محروميت از حقوق اساسي .
- محروميت از متکي بودن بخود " نداشتن استقلال اقتصادي " .
- تداوم تبعيض و خشونت در نسل هاي بعدي .
راه هاي بيرون رفت و جلوگيري از خشونت :
- بميان آوردن ضمانت اجرائي در قوانين ، ا ز طريق اصلاح ، تعديل در قوانين . لغو مقررات در لوايح ناقض حقوق زنان در ادارات دولتي و رعايت تبعيض مثبت عليه زنان در همچو ادارات .
- توجه جدي به تحصيلات ابتدايي به شکل اجباري در سراسر کشور توسط دولت .
- بلند بردن سطخ آگاهي مردم بشکل عموم اعم از زن و مرد از حقوق زن از طريق تدوير ورکشاپ ها و سيمينار هاي متداوم .
- اصلاحات در سيستم عدلي و قضائي
- تقويه نمودن اقتصاد فاميلي ( بخصوص مساعد ساختن زمينه کار براي زنان ) و همچنان تشويق و ترغيب صنايع دستي زنان و بازاريابي براي توليدات زنان .
- تنوير اذهان عامه از طريق ايجاد و نشر برنامه هاي وسيع تبليغاتي از طريق رسانه هاي گروهي . . . . و تدوير ورکشاپ هاي خاص با کته گوري هاي مختلف چون پوليس ، قضا ، معلمين ، ملا امامان ، ملکان قريه ، روحانيون ، متنفذين و مساعد ساختن زمينه ها غرض ايجاد انجمن ها ، شوراهاي مشورتي ، شورا هاي محلي زنان در سطح مرکز و ولايات .
- ايجاد تفريح گاه هاي سالم ، مراکز صحت رواني در تمام نقاط افغانستان .
- آگاهي مردم به خصوص ارگان هاي دولتي ، پوليس ، قضا ، حارنوالي و غيره از قوانين ملي ، بين المللي و کنواسيون هاي بين المللي که در رابطه به حقوق زن به تصويب رسيده باشد .
- انعکاس پيامد هاي خشونت خانواده گي از طريق رسانه هاي گروهي ، جمعي ، فلم ، راديو تلويزيون و رسانه هاي بين المللي .
- براه انداختن کمپاين هاي تبليغاتي در رابطه به ازدياد اطفال و پيامد هاي ناگوار استفاده از مواد مخدره و مشروبات الکولي .
- وضاحت بخشيدن حقوق زنان به مشکل واقعي ان از نگاه دين مقدس اسلام توسط روحانيون .
- تشکيل گروه هاي زنان حقوق دان و فعالين حقوق زنان به منظور بررسي مواد قانوني علاوه بر انتشار مشکلات قانوني راه حل هاي را نيز ارائه دهند و پر کردن اين خلا ها نيز پياپي با مقالات و نشريات لازم و انتشار دهند .
- ايجاد پناگاه هاي امن براي زنان آسيب ديده از خشونت و حفظ حيات آنها .
- و ايجاد محاکم در تمام ولايات افغانستان که در راس آن زنان قضات قرار داشته باشند .
- تربيه زنان پوليس، ترويج فرهنگ احترام متقابل و بخصوص فرهنگ احترام به زن در جامعه و رشد تشکيل هاي زنان و تربيه وکلاي زن .
منبع : کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان